نه ، از تو گریزی نیست ، باید به تو برگردم دنیا رو نمی دون
نه ، از تو گریزی نیست ، باید به تو برگردم دنیا رو نمی دونم … ، من دور تو می گردم با فکر تو می خوابم ، از فکر تو بیدارم نه دستِ خود من نیست ، حسّی که بهت دارم
ای تو شب و روزِ من ،
از من تو چی میدونی ؟
تنها تو توان داری ، دنیامو بچرخونی
یک ثانیه آتیشی ، یک ثانیه بارونی اینقدر ازت دیده م ،
دریا رو بسوزونی ...
خورشیدو بکِش سمتت ، تو این شب تکراری
دنیا رو نمی دونم … ، تو جاذبه شو داری !
ای تو شب و روزِ من ،
از من تو چی میدونی ؟
تنها تو توان داری ، دنیامو بچرخونی
یک ثانیه آتیشی ، یک ثانیه بارونی اینقدر ازت دیده م ،
دریا رو بسوزونی ...
خورشیدو بکِش سمتت ، تو این شب تکراری
دنیا رو نمی دونم … ، تو جاذبه شو داری !
- ۲.۹k
- ۰۸ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط