{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!
در حریم خلوتی جان بخش، راهم داده بود.

تکیه بر بال نسیم و چنگ در گیسوی بید!
مسندی والاتر از ایوانِ شاهم داده بود.

شاه بودم، بر سرِ آن تخت، شاهِ وقتِ خویش
یک چمن گل، تا افق، جای سپاهم داده بود!

چتر گردون، سجده ها بر سایبانم برده بود
عطر پیچک، بوسه ها بر پیشگاهم داده بود!

آسمان، دریای آبی،ابرها، قوهای مست!
شوقِ یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود...!

آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود!
دیدگاه ها (۳)

{ بیا عاشق شو }عشق، تصمیم قشنگی ست، بیا عاشق شونه اگر قلب تو...

شور دیدار تو اگر شعله به دل‌ها بکشدرود را از جگر کوه به دریا...

تو اونجاومن اینجا امان از درد دوریمن ماندم و رویاها نه شوق و...

اگر که حرف غزل های من همین باشد خدا کند که همین شعر آخرین با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط