{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏‎

‏‎
بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!
در حریم خلوتی جان بخش، راهم داده بود.

تکیه بر بال نسیم و چنگ در گیسوی بید!
مسندی والاتر از ایوانِ شاهم داده بود.

شاه بودم، برسرِ آن تخت، شاهِ وقتِ خویش
یک چمن گل، تا افق، جای سپاهم داده بود!

چتر گردون، سجده ها بر سایبانم برده بود
عطر پیچک، بوسه ها بر پیشگاهم داده بود!

آسمان، دریای آبی،ابرها، قوهای مست!
شوقِ یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود...!

آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود!

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲۱)

‌ ﻣﻬﺮﺑﺎنےیڪ ﺳﻠﻮڪ ﺍﺳﺖ!یڪ ﻧﯿﺎﺯ،ﻧﯿﺎﺯےﺑﺮﺍےﺁﺩﻡ ﮔﻤﺸﺪﻩےﺍﻣﺮﻭﺯﻣﻬﺮﺑﺎنے...

جز نگریستن چاره ای ندارم …چرا که می دانم…می دانم که چه ها در...

به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیزجدایی؟ ب...

ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــــــــــــــــــــﯽ؟ﺗﻨﻬﺎﯾــــــــــــــــــﯽ ﺍ...

‏‎بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان ب...

‏‎بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان ب...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان بخش...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان بخش...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان بخش...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان بخش...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!درحریم خلوتی جان بخش،...

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!درحریم خلوتی جان بخش،...

تکیه بر بال #نسیم و چنگ در گیسوی بید!مسندی والاتر از ایوانِ ...

از دل افروز ترین روز جهان،خاطره ای با من هست. به شما ارزانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط