{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی

ویو ا.ت

جین امروز خونه بود و بهم گفت که خودش غذا درست می‌کنه و همین کار هم کرد و چند دقیقه پیش رفت بیرون تا نوشیدنی بخره و به من گفت که مراقب غذا باشم تا بیاد زیر گاز رو یکم بلند کردم و تا غذا داغ تر بشه و چند دقیقه دیگه کمش کنم همینجوری بالا سر غذا بودم که گوشیم زنگ خورد دیدم دوستمه ، جواب دادم و رفتم روی توی اتاقم و روی تخت نشستم و مشغول صحبت با هم شدیم و اصلا یادم رفت که زیر گاز رو کم کنم

۲۰ مین بعد

ویو جین

پلاستیک نوشیدنی رو توی دستام گرفتم و وارد خونه شدم صدای ا.ت از توی اتاقش میومد حتما داشت با تلفن حرف میزد
پلاستیک نوشیدنی رو روی اُپن گذاشتم و رفتم توی آشپزخونه و با بوی خیلی بد سوخته مواجه شدم سریع رفتم سمت قابلمه و درش رو باز کردم که دود سوخته و بوی بدش توی هوا پخش شد و غذای عزیزم رو دیدم که کامل سوخته بود اه ا.ت
زیر گاز رو خاموش کردم و قابلمه رو برداشتم و توی سینک انداختم روش آب ریختم
صدای ا.ت پشت سرم اومد : جین چیشده ؟ این بوی بد چیه ؟
عصبی سمتش برگشتم و گفتم : چیشده ؟ تو داخل این خونه چکار میکردی ؟ غذای عزیزم سوخته ، من این همه زحمت براش کشیدم
ا.ت : آروم باش جین من متاسفم الان از بیرون غذا سفارش میدم
جین : هوف ( کنترل کردن عصبانیت )

ویو ا.ت

عصبانیت جین رو که دیدم آروم سمتش رفتم و بغلش کردم و گردنش ر‌و بوسیدم و دستام رو دور گردنش حلقه کردم و گفتم : ببخشید
واکنشی نشون نداد که لب هاش رو بوسیدم و گفتم : هندسام کی بودی ؟
یهو خندید و دستش رو دور کمرم حلقه کرد و گفت : خوب میدونی چجوری باید آرومم کنی
ا.ت : بله کاملا
جین : ولی هنوز از دستت عصبیم
ا.ت : خیلی خب ببخشید الان غذا سفارش میدم
جین : خودت باید اون قابلمه که غذا توش سوخته رو بشوری فهمیدی ؟
ا.ت : ها ؟ چرا من ؟
جین : چون غذای عزیزم رو سوزوندی
ا.ت : باشه آقای آشپز
جین بوسه ای روی پیشونیم و بعدش روی لبام گذاشت و گفت : خیلی دوست دارم
ا.ت : منم همینطور هندسامی

پایان .
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۱ ویو ا.ت منو جونگ کوک هم دانشگاهی هستیم و با هم تو راب...

پارت ۲ ویو جونگ کوک از کلاس زدم بیرون و وارد حیاط شدم و وجب ...

پارت ۲ویو ا.ت رسیدیم خونه و از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل م...

پارت ۱ ویو ا.ت جونگ کوک رفته بود استودیو دوستش برای ضبط یه آ...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط