{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
این دلم دست تو بوده به کجایش بردی؟

آخر این رسم وفا داری و ایام نبود
باور زندگیم را به کجایش بردی؟

پشت در پشت تو بودم سر هر پیچ و خطر
گرمی سینه من را به کجایش بردی؟

مرگ هر لحظه همین جاست،پشت این پنجرها
زندگی دست تو بوده به کجایش بردی؟

چقدر سخت شده شعر نوشتن بی تو
واژه ها دست تو بوده به کجایش بردی؟

بعد از اینم من و دلتنگی و بی حوصلگی
نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن،یه روز تو یه مه...

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﮕﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻏﻤﮕﻴﻨﻪ.. ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ...

هرگز زن را در تنهایی اش رها نکن ای مرد !!! زن تنها که میشود ...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

فراتر از خویش

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

برده عمارت جئون

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط