پارت ۱۶
یوچان همون دختر بیشعور که گوشی دوست دخترم رو انداخت(باداد)
کوک هی مراقب حرف زدنت باش
یوچان اگه نباشم چی
کوک خودت خاستی
کوک اومد یوچان رو بزنه که یوچان اون دست اونو گرفت و گفت
یوچان حالا بزن(با پروز خند)
و یوچان اومد کوک رو بزنه که لنی اومد
لنی من اینجام با اون کاری نداشته باش
یوچان پس اینجایی
یوچان با چه جرعتی گوشی دوست دخترم رو میندازی اصلا میدونی این کیه ( با داد )
لنی ببخشید از قصد نبود ( با صدای آروم و لرزان)
یوچان نشنیدم
لنی ببخش.....ید......از....قصد......نبو....د
یوچان نشنیدم
و یه سیلی به لنی میزنه و لنی میفته سمت زمین
کوک با چه جرعتی دست رو یه دختر بلند میکنی
یوچان با جرعتی که بابام بهم داد
کوک تو گوه میخوری با جرعت که بابات بهت داد
و کوک یوچان رو میزنه و یه دعوای درست میشه که یهویی مدیر میاد
هی بچه ها چی شد
و یه ها ماجرا رو برای مدیر تعریف میکنن
مدیر هی یوچان بس جونگکوک بسه
یوچان عه بابا تو اینجایی
همه بچه ها کفشون برید
مدیر تا بحال فکر نمیکردم پسرم روی دختر دست بلند کنه
یوچان حقش بود گوشی سوزی رو انداخت
مدیر ای پسر کثافت برای یه گوشی چیکار ها که نمیکنی محال ممکن من به تو ذره ای از این مدرسه رو بدم
یوچان بابا ببخشید
کوک لنی تو حالت خوب
لنی اره
کوک وایسا بیبنم صورتت زخم شد
لنی اره فکر کنم
کوک همین جا وایسا
و کوک میر پماد زد سوختگی بگیر
کوک وای به موقع رسیدم الاناست که اتوبوس برسه
پرش زمانی به ۱۵ مین بد
کوک خیلی خب لنی به موقع رسیدم
لنی اره ممنونم
کوک حال دختر من چطور
لنی اونقدر خوب نیستم
کوک چرا پس می خوای من خوبت کنم
لنی اره چطوری
کوک با یه بوس
لنی اره اما الان توی مدرسه ایم
کوک خب اشکالش چیه
لنی یعنی خودت نمیدونی
کوک چرا اما خب برای خوب کردن حال، تو حاضرم هر کاری بکنم
و کوک صورتش رو نزدیک لنی میکنه و میبوسه و بد از چند دقیق
دقیقه از هم جدا میشن
کوک الان حالت بهتر شد
لنی اره ممنونم کوک کوچولو
کوک واقعا یعنی من حالتو بهتر کردم
لنی اره معلوم من هر وقت پیش تو ام حال خوب
معلم خيلي خب بچه صف بشین و برین دم اتوبوس
داخل اتوبوس بچه ها داشتن ساک هاشون رو میزاشتن بالا
و لنی و لورا هم داشتن میزاشتن اون بالا که یهویی دست لورا نرسید که ساکش رو بزار داخل و ساکش لیز خورد اما ........
#رمان #تهیونگ #جونگ_کوک
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.