فصل دوم پارت ششم
فصل دوم پارت ششم
میسی: اوکی
میسی خوابیده بود سوجین اومد توی اتاقش رفت سراغ گوشی میسی و رمز نداشت رفت به لینا پیام داد مامان چیکار میکنی
لینا: دارم با داداشت بازی میکنم
سوجین فوراً رفت به جیمین گفت جیمین عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد
فردا
میسی: بابا من میرم خونه
جیمین: میسی امشب سالگرد ازدواج منو
سوجین هست مامانت اینا میان اینجا نیازی نیست بری
میسی: بابا تو جدی فکر کردی مامان میاد
جیمین: آره
شب
میسی: الو مامان
لینا: دخترم آدرس برات میفرستم بیا دارم بیهوش میشم نمی تونم راه برم
میسی: مگه یونگی اونجا نیست
لینا: نه
میسی: مامان صبر کن الان میام
جیمین: کجا کجا
میسی: بابا مامان حالش بده باید برم
جیمین: خب پس منم میام
رسیدن به آدرس
لینا بیهوش بود بردنش بیمارستان
لینا چشماش رو باز کرد
جیمین:چرا بد غذا خوردی که مسموم بشی
لینا: چی................
میسی: اوکی
میسی خوابیده بود سوجین اومد توی اتاقش رفت سراغ گوشی میسی و رمز نداشت رفت به لینا پیام داد مامان چیکار میکنی
لینا: دارم با داداشت بازی میکنم
سوجین فوراً رفت به جیمین گفت جیمین عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد
فردا
میسی: بابا من میرم خونه
جیمین: میسی امشب سالگرد ازدواج منو
سوجین هست مامانت اینا میان اینجا نیازی نیست بری
میسی: بابا تو جدی فکر کردی مامان میاد
جیمین: آره
شب
میسی: الو مامان
لینا: دخترم آدرس برات میفرستم بیا دارم بیهوش میشم نمی تونم راه برم
میسی: مگه یونگی اونجا نیست
لینا: نه
میسی: مامان صبر کن الان میام
جیمین: کجا کجا
میسی: بابا مامان حالش بده باید برم
جیمین: خب پس منم میام
رسیدن به آدرس
لینا بیهوش بود بردنش بیمارستان
لینا چشماش رو باز کرد
جیمین:چرا بد غذا خوردی که مسموم بشی
لینا: چی................
- ۱۲۵
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط