{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق‌یهویی¹⁷

عشق‌یهویی¹⁷
ات‌ویو
سوار ماشینم شدم و رفتم خونه
کوک ـ کجا رفتیی؟*بغض*
ات ـ بیرون
تهیونگ‌ویو
تا اومدم حرف بزنم رفت اتاقش
ودف..
ات‌ویو
رفتم توی اتاقم تا یکم فکر کنم..
³⁰مین بعد
عاااححح مغزم گوزیددددددد
کوک ـ میشه بیام تو؟
ات ـ اره بیا
کوک ـ چیشده ات؟چرا اینطوری میکنی؟
ات ـ ی مشکلیه ک نمیتونم بگم
کوک ـ اها باشه
ات ـ برو بیرون منم الان میام
کوک ـ اوکی
ـ
حیمایت؟
بخدا گشنمهه😂😔
دیدگاه ها (۵۲)

عشق‌یهویی¹⁸ات‌ویولباسامو عوض کردمو رفتم توی حالمیخام با این ...

عشق‌یهویی¹⁹زینگ زونگ*گوشی😔😂*ات ـ بله؟ رزی ـ سلام گرلات ـ سلا...

عشق‌یهویی¹⁶تهیونگ ـ.... کوک ـ....... ات‌ویویچیزی خوردم و بعد...

عشق‌یهویی¹⁵(چون من خیلی مهربونم میزارم😂👍) تهیونگ ـ عشقتو میخ...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

part20 عشق پنهان《ویو ات》دیگه کامل حاضر شدم 《ویو جونگ کوک》کت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط