{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و نمی پرسی حتی گاهی:

و نمی پرسی حتی گاهی:


هی فلانی . . . .


هی تو که رادیوی عصر ،


جغرافیای تنت رابحرانی گزارش می کند مدام . . . .


چه می کنی راستی با کوهی که بر دلت کاشته ام . . . . !؟؟


برای زمین گیر کردنِ من ،


نخندیدنت کافی بود . . . .


این کوه که کاشتی ،


سنگین تر از این حرف ها بود . . . . !
دیدگاه ها (۶)

احسـاس ِ زنـی را دارم ،که نـوزادِ مُرده به دنیـا آورده است ،...

همیشه دردهای خود را نوشته ام . . . .اگر بی سوادی بــــــــــ...

نخ آخر بود . . .دیگه میخواستم ترک کنم . . .آخه به یکی قول دا...

ایــن روزها . . . . دلتنگـــم . . . . !باور کن این یــکی دیگ...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

ایهم

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

پروانه جان

سناریو بلولاک/قفل آبی

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁸﴿ویو ات﴾دستم را محکم به نرده گرفتم و دو...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط