{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من مپرس ای بی خبر نام و نشانم

از من مپرس ای بی خبر نام و نشانم
دانم تو را خواهم جز این دیگر ندانم
زان دم که نام تو شده ورد زبانم
هاشا که غیر از نام تو بر لب برانم

گفتی دو روز هستی ام بس کنم فسانه
مقصودم از از هستی تویی زندگی بهانه
گر هستی از کف داده ام یا مست مستم
از تو چرا پنهان کنم اینم که هستم

دستم به دامان تو دل رفته ز دستم
گشتم دوباره عاشق توبه شکستم
گر هستی از کف داده ام یا مست مستم
از تو چرا پنهان کنم اینم که هستم

خون شد دل من بی گناه ای مه از نگاهی
ترسم که گیرد دامنت آه بی گناهی
گر هستی از کف داده ام یا مست مستم
از تو چرا پنهان کنم اینم که هستم
دیدگاه ها (۱)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

نمیبخشمت p.23

پارت نهم | مهمانیپارک لاراصدای موسیقی از چند متر اون‌طرف‌تر ...

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستمتو ببین چقدر مستم ، که سبوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط