{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۶۴

اون سوک : خوب من..
کیونگ می : نمی‌خواد خودم سفارش میدم گارسون
گارسون سریع یه سمتشون اومد و با ادایه احترام گفت
گفت : گارسون چی‌ میل دارید
کیونگ می : دو بستنی توت واسه من وانیلی واسه عشقم توت فرنگی
تهیونگ : چه خوب میدونی
کیونگ می : من ندونم کی بدونه
گارسون: حتما
بعد از رفتن گارسون کیونگ می یه پاشو گذاشت رو اون یکی پاش و به دریایی کنارش خیره شد جیمین و اون سوک مشغول حرف زدن بودن تهیونگ نگاهی به گیونگ می انداخت که خیره به دریایی کنارش بود
با گذاشته شدن دستی گرمی رویه رون اش نگاهش رو از دریا گرفت و به فرد صاحب دست دوخت
تهیونگ : بستنی ها رو آوردن
کیونگ می : اوپس یادم رفته بود
مشغول خوردن بستنی ها بودن که اون سوک میان خوردن بستنی لب زد
اون سوک : یعنی کیم هیون جونگ طراحی ما رو می پسنده یعنی قراره بریم جشنواره
کیونگ می : آره مطمئنم که میریم آخه کیم هیون جونگ چهره مهربونی داشت و حتما طراحی منو می پسنده
تهیونگ : عشقم تو به چهره کیم هیون جونگ فکر می‌کنی
کیونگ می : عی من که چیزی نگفتم
اون سوک : یه لحظه یه لحظه
سریع گوشی اش که زنگ میخورد رو جواب داد گذاشت رو بلند گو که همه صدای اون وو رو بشنون همه منتظر حرف های اون وو بودن
اون وو : خوب حاضرین بگم
کیونگ می : بگو دیگه زر نزن
اون وو : تبریک میگم به جشنواره رفتین
کیونگ می از شدت خوشحالی جیغی کشید و پرید بغل تهیونگ دست هاشو سفت دوره گردنش گره کرد و یا خوشحالی گفت
کیونگ می : موفق شدم بارو نمیشه
تهیونگ دست هاشو دوره کمره کیونگ می حلقه کرد و بوسه ای را رویه گردن اش گذاشت
تهیونگ : من بهت باور داشتم
کیونگ می از تهیونگ جدا شد و منتظر ادامه حرف های اون وو موند
اون وو : اون سوک بشته خطی
جیمین : به تو چه که اون سوک پشته خطه یا نه حرفتو بزن
اون وو : فردا صبح جلسه ست اونجا بقیه حرف ها رو بفهمید من قطع میکنم
کیونگ می : نه نه عوضی قطع نکن
اون سوک : قطع کرد ..... یهووووووو رفتیم جشنواره
جیمین لپ اون سوک رو بوسید و با خوشحالی گفت
جیمین : عشقه خودمی
کیونگ می : پاشید زود باشید بریم خونه تا زود فردا بشه بریم جلسه
تهیونگ : بیب چه عجله ایه
کیونگ می : نمیشه زود باشید بریم
از رویه صندلی ها همه بلند شدن بعد از حساب کردن راه خارج شدن از رستوران رو پیش گرفتن ...
دیدگاه ها (۰)

شب رویایی پارت ۶۵برای آخرین دفعه به خودش تو آینه نگاه کرد دا...

شب رویایی پارت ۶۶تهیونگ : چرا نشون نده..‌ من همراه کیونگ می ...

شب رویایی پارت ۶۳اسلاید ۲ کیم هیون جونگ کیم هیون جونگ همراه ...

شب رویایی پارت ۶۲ چند خدمتکار مشغول تمیز کردن آپارتمان بود...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۷۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط