{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!
کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود!

باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است
سبز بودم، سردی دست تبر حقم نبود!

چوب دیوار خودم را میخورم، تکلیف چیست؟
غرق در محدوده ای بودم که در حقم نبود!

مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم
خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود !

هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق
سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود
دیدگاه ها (۱)

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام رایا وقت بیداری غلط بودس...

ندیمای ندیم روز و شبم ای همدم دیرین منای نشان عشق و وفا ای م...

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.باهمه عشوه گری , بر تو ...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

•• من شکستم تکه تکه، اینقدر حقم نبود...کوزه ای بودم ك سنگی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط