من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!
من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!
کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود!
باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است
سبز بودم ، سردی دست تبر حقم نبود !
چوب دیوار خودم را میخورم ، تکلیف چیست ؟
غرق در محدوده ای بودم که درحقم نبود !
مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم
خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود !
هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق
سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود.
کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود!
باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است
سبز بودم ، سردی دست تبر حقم نبود !
چوب دیوار خودم را میخورم ، تکلیف چیست ؟
غرق در محدوده ای بودم که درحقم نبود !
مثل ماهی ها به آب خوش خیالی میزدم
خام بودم؛ صید ماه غوطه ور حقم نبود !
هرکسی سهم خودش را میبرد از باغ عشق
سرو رعنا بودم و ترک ثمر حقم نبود.
- ۱.۶k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط