سنگدل
#سنگدل
part 30
_ولی چی؟؟
+برنگردیدا
_باشه
جینو برگشت
رومی لباسش رو عوض کرد
وقتی رومی لباسش رو عوض میکرد جینو از طریق آینه داخل اتاق داشت رومی رو نگاه میکرد
+تموم شد؟؟
جینو برگشت
_زییا بودی زیباتر شدی
رومی لبخندی زد
_خوب بیا بریم اتاقم
+باشه
رومی به دنبال جینو حرکت کرد
باهم وارد اتاق شدند
_عام..خوب تو روی تخت بخواب من روی کاناپه
+نه من رو کاناپه راحت ترم
_هی من پسرمم تحملم بیشتره بدو برو بخواب رو تخت
رومی کمی خندید
_عا خندیدی
خنده رومی پررنگ تر شد
+نه نه
_چرا دیگه داری میخندی
+نهههه😂
_ای بابا قبول کنن نگاه کن خودت و تو آینه ببین داری میخندی و چه لبخنده خوشگلی رو صورتته
رومی خنده اش گرفت
برگشت رو به جینو و با لبخندی زیبا به جینو خیره شد
جینو هم لبخندی زد و او را در آغوش گرفت
موهایش را نوازش کرد
_همیشه بخند..خنده خیلی بهت میاد..وقتی میخندی چشمات زیباتر میشه
رومی قلبش لرزید
از آغوش جینو بیرون اومد و به جینو زل زده بود
+ارباب
_ارباب نه بگو جینو
+چشم..جینو
_بله؟؟
+میخواستم ی چیزی بگم ولی دو دلم نمیدونم چجوری بگم از کجا شروع کنم
_چیزی شده؟؟
+نه نه چیزی نشده
_پس چی؟؟
+من..من..هوفف میترسم بگم و بعد یا تنبیهم کنی یا سرد شی باهام
_قول میدم کاریت نداشته باشم و همیشه مثل الان باهات باشم
+قول؟؟
_قول
هر دو دستشون رو به نشانه قول بهم گره زدند
+خوب من..رفتار این چند وقتت و..فقط این چند وقت نه..کلی..من..م..من..د..دوست دارم
جینو اول تعجب کرد ولی بعد به خودش اومد
_رومی راستش..
+دوست دختر داری درسته؟؟
_نه..راستش منم دوستت دارم
ادامه دارد......
part 30
_ولی چی؟؟
+برنگردیدا
_باشه
جینو برگشت
رومی لباسش رو عوض کرد
وقتی رومی لباسش رو عوض میکرد جینو از طریق آینه داخل اتاق داشت رومی رو نگاه میکرد
+تموم شد؟؟
جینو برگشت
_زییا بودی زیباتر شدی
رومی لبخندی زد
_خوب بیا بریم اتاقم
+باشه
رومی به دنبال جینو حرکت کرد
باهم وارد اتاق شدند
_عام..خوب تو روی تخت بخواب من روی کاناپه
+نه من رو کاناپه راحت ترم
_هی من پسرمم تحملم بیشتره بدو برو بخواب رو تخت
رومی کمی خندید
_عا خندیدی
خنده رومی پررنگ تر شد
+نه نه
_چرا دیگه داری میخندی
+نهههه😂
_ای بابا قبول کنن نگاه کن خودت و تو آینه ببین داری میخندی و چه لبخنده خوشگلی رو صورتته
رومی خنده اش گرفت
برگشت رو به جینو و با لبخندی زیبا به جینو خیره شد
جینو هم لبخندی زد و او را در آغوش گرفت
موهایش را نوازش کرد
_همیشه بخند..خنده خیلی بهت میاد..وقتی میخندی چشمات زیباتر میشه
رومی قلبش لرزید
از آغوش جینو بیرون اومد و به جینو زل زده بود
+ارباب
_ارباب نه بگو جینو
+چشم..جینو
_بله؟؟
+میخواستم ی چیزی بگم ولی دو دلم نمیدونم چجوری بگم از کجا شروع کنم
_چیزی شده؟؟
+نه نه چیزی نشده
_پس چی؟؟
+من..من..هوفف میترسم بگم و بعد یا تنبیهم کنی یا سرد شی باهام
_قول میدم کاریت نداشته باشم و همیشه مثل الان باهات باشم
+قول؟؟
_قول
هر دو دستشون رو به نشانه قول بهم گره زدند
+خوب من..رفتار این چند وقتت و..فقط این چند وقت نه..کلی..من..م..من..د..دوست دارم
جینو اول تعجب کرد ولی بعد به خودش اومد
_رومی راستش..
+دوست دختر داری درسته؟؟
_نه..راستش منم دوستت دارم
ادامه دارد......
- ۶.۰k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط