سنگدل
#سنگدل
part 31
_نه..راستش منم دوستت دارم
حدس میزدم دوست دختر دا..چیی؟؟
جینو خندید
_دوستت دارم
رومی با تعجب و ذوق به جینو خیره شده بود
تعجب کرده بود
ولی خوشحال بود
جینو لبخندی زیبا و دلنشین زد
رومی را در آغوشش گرفت
رومی متقابل جینو را در آغوشش گرفت
حس میکردم..حس میکردم ازم متنفری..حس میکردم ی اسباب بازیم واست..همیشه بابت این فکرا اذیت میشدم
_دیگه از این فکرا نکن..من همیشه پیشتم
قول؟؟
_قول کوچولوی من
رومی خنده ای کرد
نگاهی به جینو کرد
جینو
_جانم
میدونم همین الان اعتراف کردیم بهم ولی میشه از بچگیات و بزرگ شدنت بگی
_خوب..من..تو بچگی دوتا دوست داشتم که دختر بودن یکیش رومی بود دقیق یادم نیست ولی فکر میکنم این بود اونیکی اسمش و یادم رفته
رومی؟؟
_آره
خوب چرا از هم جدا شدید؟؟
_خوب من پدرم و تو بچگی از دست داده بودم و مادرم با ی مرد که پولدار بود ازدواج کرد..من با اون مرد هیچوقت کنار نمیومد و همیشه اذیتم میکرد..17 سالم بود دیگه به اندازه کافی بزرگ شده بودم..نتونستم تحملش کنم تصمیم گرفتم اونا رو ترک کنم و تبدیل شم به مافیا تا انتقام بچگیمو از اون مرد بگیرم
جدی؟رومی و اونیکی دوستت چیشد؟جدی انتقامت و گرفتی؟؟
جینو خندید
موهای رومی را نوازش کرد
_خوب رومی..رومی الان..درست رو به روی منه
چی؟کو؟کی؟کجا؟؟
جینو خنده ای کرد
_خودتی
ادامه دارد......
part 31
_نه..راستش منم دوستت دارم
حدس میزدم دوست دختر دا..چیی؟؟
جینو خندید
_دوستت دارم
رومی با تعجب و ذوق به جینو خیره شده بود
تعجب کرده بود
ولی خوشحال بود
جینو لبخندی زیبا و دلنشین زد
رومی را در آغوشش گرفت
رومی متقابل جینو را در آغوشش گرفت
حس میکردم..حس میکردم ازم متنفری..حس میکردم ی اسباب بازیم واست..همیشه بابت این فکرا اذیت میشدم
_دیگه از این فکرا نکن..من همیشه پیشتم
قول؟؟
_قول کوچولوی من
رومی خنده ای کرد
نگاهی به جینو کرد
جینو
_جانم
میدونم همین الان اعتراف کردیم بهم ولی میشه از بچگیات و بزرگ شدنت بگی
_خوب..من..تو بچگی دوتا دوست داشتم که دختر بودن یکیش رومی بود دقیق یادم نیست ولی فکر میکنم این بود اونیکی اسمش و یادم رفته
رومی؟؟
_آره
خوب چرا از هم جدا شدید؟؟
_خوب من پدرم و تو بچگی از دست داده بودم و مادرم با ی مرد که پولدار بود ازدواج کرد..من با اون مرد هیچوقت کنار نمیومد و همیشه اذیتم میکرد..17 سالم بود دیگه به اندازه کافی بزرگ شده بودم..نتونستم تحملش کنم تصمیم گرفتم اونا رو ترک کنم و تبدیل شم به مافیا تا انتقام بچگیمو از اون مرد بگیرم
جدی؟رومی و اونیکی دوستت چیشد؟جدی انتقامت و گرفتی؟؟
جینو خندید
موهای رومی را نوازش کرد
_خوب رومی..رومی الان..درست رو به روی منه
چی؟کو؟کی؟کجا؟؟
جینو خنده ای کرد
_خودتی
ادامه دارد......
- ۴.۸k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط