{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم

چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم

ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم

تاب آوری تا آسمان روی دوشت را
من هم ستونی در کنار قامتت باشم

از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر
تا رخنه ای در قلعه بند فترتت باشم

سنگی شوم در برکه ی آرام اندوهت
با شعله واری در خمود خلوتت باشم

زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است
وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم

صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود
بگذار همچون اینه در خدمتت باشم

در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد
معشوق من ! بگذار زنگ ساعتت باشم
دیدگاه ها (۱)

چیزی بگو بگذار تا همصحبت باشملختی حریف لحظه های غربتت باشمای...

چیزی بگو بگذار تا همصحبت باشملختی حریف لحظه های غربتت باشمای...

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم  لختی حریف لحظه های غربتت با...

چیزی بگو بگذار تا هم‌صحبتت باشم  لختی حریف لحظه‌های غربتت با...

سکوت عشق

توروخداچیزےبـگومن دق کردم.چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشملخت...

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشملختی حریف لحظه های غربتت باشم...

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشملختی حریف لحظه های غربتت باشم...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط