{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم

ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم

تاب آوری تا آسمان روی دوشت را
من هم ستونی در کنار قامتت باشم

از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر
تا رخنه ای در قلعه بند فطرتت باشم

سنگی شوم در برکه ی آرام اندوهت
یا شعله واری در خمود خلوتت باشم

زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است
وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم

صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود
بگذار تا چون آینه در خدمتت باشم

در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد
معشوق من ! بگذار زنگ ساعتت باشم



امید زندگیم..اینجا مردت نفس اش بند است به نفس های زنانه تو..زن زندگیم من هستم در کنار تک تک لحظه های تو..درست مثل خودت در کنار من..نفسم اینجا دستهای مردانه من محتاج دستهای ظریف زنانه تو هست که اگر نباشد خرد میشود تمام مردانگی ام..دنیای من محکم باش که من محکم میشوم به محکم بودن تو..من و تو زندگییم هنوز اول راه هستیم.عمرم..نفسم..دووووستت دارم..نلرزد دل آسمانی ات..
دیدگاه ها (۲)

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 194♡⁠。⁠)⁩هر اشک...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

نشان سوخته.

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

فصل دومپارت بیست و هشتم | قولی که تا همیشه ماندیک سال از روز...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط