چهارشنبه سوری به سبک سهراب سپهری
چهارشنبه سوری به سبک سهراب سپهری
شور و حالی دارد
عشق و شوقی خواهد
ومنم می خواهم کمی بازی بکنم
کاش می شد بخرم
ولی اکنون که دگر مالی نیست
شب عید نزدیک است
پدرم هم بی پول
چاره ای باید جست
بهتر این نیست که دست ساز باشد؟
قیمتش ارزان تر
سر صدایش بیشتر
شور و حالش افضل
چسب ، کاغذ، باروت
سیخ کبریتی که در این نزدیکی ست
و همه چیز حاضر
من تلاش خود را خواهم کرد
بیشتر از درس و کتاب
زودتر از باد بهار
فکر کنم حاضر شد
بهتر است که امتحانش بکنم
کبریت را باید برد
جور دیگر باید زد...من نمیدانم که
چرا می گویند
این مواد پر سوز است
نکند فکر کردی
من در این شعر بلایی سر خود می آرم
ولی دیدی که من سالم سالم هستم
شب روشن نزدیک است
همه عالم آتش
چه عجب جنگی بکنم من امشب
تق و تق ترقه
بوم بوم نارنجک
فیس وفیس دینامیت
حال نوبت با من
بکشم این ضامن
دور خواهم شد از این بمب قوی
و دلی سیر بخندم بر افراد
این ترقه روشن
حال باید پرتابش بکنم
بین آن جمعیت
چشمهایی معصوم
چهره ای چون مهتاب
دخترک را می گویم
که در آن جمعیت
شاد بود و خندان
قرنیه اش پاره
دیدگان دخترک پر خون است
دیدگان مادرش هم چون باران
کاش مأموری بود
که در آن نزدیکی
می گرفت این ها را
دکترش می گوید
عملی در پیش است
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید.....
شور و حالی دارد
عشق و شوقی خواهد
ومنم می خواهم کمی بازی بکنم
کاش می شد بخرم
ولی اکنون که دگر مالی نیست
شب عید نزدیک است
پدرم هم بی پول
چاره ای باید جست
بهتر این نیست که دست ساز باشد؟
قیمتش ارزان تر
سر صدایش بیشتر
شور و حالش افضل
چسب ، کاغذ، باروت
سیخ کبریتی که در این نزدیکی ست
و همه چیز حاضر
من تلاش خود را خواهم کرد
بیشتر از درس و کتاب
زودتر از باد بهار
فکر کنم حاضر شد
بهتر است که امتحانش بکنم
کبریت را باید برد
جور دیگر باید زد...من نمیدانم که
چرا می گویند
این مواد پر سوز است
نکند فکر کردی
من در این شعر بلایی سر خود می آرم
ولی دیدی که من سالم سالم هستم
شب روشن نزدیک است
همه عالم آتش
چه عجب جنگی بکنم من امشب
تق و تق ترقه
بوم بوم نارنجک
فیس وفیس دینامیت
حال نوبت با من
بکشم این ضامن
دور خواهم شد از این بمب قوی
و دلی سیر بخندم بر افراد
این ترقه روشن
حال باید پرتابش بکنم
بین آن جمعیت
چشمهایی معصوم
چهره ای چون مهتاب
دخترک را می گویم
که در آن جمعیت
شاد بود و خندان
قرنیه اش پاره
دیدگان دخترک پر خون است
دیدگان مادرش هم چون باران
کاش مأموری بود
که در آن نزدیکی
می گرفت این ها را
دکترش می گوید
عملی در پیش است
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید.....
- ۱.۸k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط