{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامارباب عمارت

نام:ارباب عمارت
دنباله پارت آخره جا نشد بزاریم

تهیونگ بغلم کرد
تهیونگ:خیلی نگرانت شدم(گریه)
ا.ت:تهیونگ من که خوبم دیگه گریه نکن باشه؟
تهیونگ:باشه
ا.ت:حالاهم بیا لباسمون رو عوض کنیم و بریم پایین
تهیونگ:باشه
رفتیم پایین و غذا خوردیم

ویو ۵ سال بعد
از اون قضیه ۵ سال میگذره و من و تهیونگ الان یک پسر ۳ ساله و یک دختر ۱ ساله داریم و یک خانواده خوشبخت و خوشحال هستیم

پایان
دیدگاه ها (۶)

سناریو نام:وقتی بجای اونا عروسک خرسیت رو بغل میکنی و پشت بهش...

دو پارتی شوگا :وقتی میخوای بهش بگی حامله ای ...

نام:ارباب عمارتPART:آخر ویو ا.تداشتم تلویزی...

نام:ارباب عمارت PART:10توی اتاقم بودم که آجوما اومد داخلآجوم...

وانشات فیک تهیونگ

love Between the Tides⁴⁰تهیونگ زنگ زدم به دوهی دوهی: الو دای...

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط