{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.
همزمان با رسیدن بابام، مهمونامون هم رسیدن و یه بسته شیرینی برامون آورده بودن.
مامانم که فکر کرده بود شیرینی رو بابام خریده، چید تو ظرف و آورد تعارف کرد به مهمونا!
حالا هی میگه تورو خدا ببخشید ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمیخریدیم نمیدونم چی شده شوهرم از این شیرینیا خریده، شرمندم...!!!
دیدگاه ها (۴)

فرشته مهربون از آسمون اومد پایین و گفتازین دنیا چی می خوای ت...

اینم یک راهه دیگه خخخخ

باغ ارم در شیرازخیلی قشنگه

واقعا

KIM V

dark life = 38

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.همزمان با رسید...

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.همزمان با رسید...

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.همزمان با رسید...

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشتهمزمان با رسیدن...

*وصیتنامه ملانصرالدین* 😇من از شب اول قبر می‌ترسم، منو شب دوم...

#پارت54خاله دستمو گرفت: خب بگو بیینم این مدت چیکار کردی؟ مهس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط