این که هر وقت
این که هر وقت
خودم را در آینه می بینم
یاد تو می افتم
یعنی چقدر عاشق توام؟
کجای تنم دنبالت بگردم
که نباشی؟
سبز آبی کبود من!
کجای چشم هام تعبیه شده ای
که همواره هستی؟
کجای سینه ام به خواب رفته ای
که همیشه بیداری؟
کجای آینه ها خانه کرده ای
که سرگردانی؟
بگو... کجا؟
اگر نیستی
چرا من راه می روم می نویسم حرف می زنم می خندم؟
اگر نیستی
اصلا چرا باشم؟
خودم را در آینه می بینم
یاد تو می افتم
یعنی چقدر عاشق توام؟
کجای تنم دنبالت بگردم
که نباشی؟
سبز آبی کبود من!
کجای چشم هام تعبیه شده ای
که همواره هستی؟
کجای سینه ام به خواب رفته ای
که همیشه بیداری؟
کجای آینه ها خانه کرده ای
که سرگردانی؟
بگو... کجا؟
اگر نیستی
چرا من راه می روم می نویسم حرف می زنم می خندم؟
اگر نیستی
اصلا چرا باشم؟
- ۲.۹k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط