{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✔بخونییین قـــــشنگه✔

✔بخونییین قـــــشنگه✔
فکر کن.......

یه روز از خواب بیدار میشی...

یهو میبینی که یه دختر کوچولو جلوی آینه وایساده.....

هر چیزی که روی میزه برمیداره و می ماله به صورتش.....

بهش میگی:ببینمت؟؟؟؟

اونم صورت رنگی رنگیشو برمیگردونه و میگه:خوشگل شدم بابایی؟!!!

تو هم با صدای بلند میخندی و میگی:تووووووله.....چرا به وسایل مامان دست زدی ....اگه بفهمه دعوات میکنه هاااااا
'-
اون میگه:من میخواستم مثل مامانی خوشگل بشم.....

بعد دهنشو آویزون میکنه و میگه:بابایی.......نذاری مامان منو دعوا کنه هاااا

تو هم بهش میگی:شرط داره.....باید بیای تو بغل بابا و هزااار تا منو بوس کنی

اون میگه:بوس گنده؟؟

تو میگی:آررررررره دیگه


یهو زنت سر میرسه تند میپره تو بغلش

اونم میگه:چشمم روشن...میبینم که خانوم خانوما برای باباشون خوشگل کردن

بعد اونو تو بغلش قایم میکنه و میگه:خب دخترم میخواست مثل مامانش خوشگل بشه دیگه

کوچولومونم تو بغلش میگه:مامانی ببخشید

این یعنی بهترین روز زندگی
من
و
تو
و
دختر کوچولومون.
دیدگاه ها (۷)

چقدر مزه میده......عشقم خسته و کوفته از سرکار میاد خونهبهش خ...

باهام دعوا کن قهر کنحرصمو دربیاربهونه بگیر خرم کن تازه اجازه...

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۹ویو انیاوارد مدرسه که شدمبکی: انیا ...

P6*بعد از چند دقیقهمیونگ:بابایی بریم رستوران من گشنمه*دستش ر...

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

چند پارتی

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p16از رستوران خار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط