{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💝

💝
مادرم هیچ وقت،
به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت ...
دستش همیشه بند بود…
من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که
ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم ...🍂
دیدگاه ها (۱)

🍂 انـسان تمام خـوبـی هـا را بـایک بـدی فـرامـوش میکندو خـدا ...

🍁 امروز فهمیدم خدا شانه هایم را فقط برای این نیافریده است که...

با ارزش ترین چیز در زندگیاین نیست که چه چیزهایی را داریمبلکه...

♥️🖇مادرم هیچوقت بمن نگفتدوستم داردوقت نداشتدستش همیشه بند بو...

قسمت سه

‏🦊[۰۰:۰۹ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎاز ته قلبم تولدتون رو تبریک م...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

خب ی داستانی رو که قبلاً نوشتم رو می‌زارم البته داخل پست ه...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت سوم..... :)

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط