سناریو (slytherin) : وقتی غیر عمدی چوبدستیشونو میشکنی
سناریو (slytherin) : وقتی غیر عمدی چوبدستیشونو میشکنی
تام : سالن اجتماعات اسلایدرین با هوای سرد و تام ریدل در حال درس خواندن وقت شیطونی بود . مگه نه . به سمتش رفتی و قلقلکش دادی .
تام : نکن ا.ت نکن
خودتو پرت کردی روش که صدای شکستن چوب شنیده شد .
تام : ای وای نه
و چوبدستیش که ۲ قسمت شده بود رو بیرون آورد
تام : فقط بلدی خراب کاری کنی
ا.ت : تام
تام : ساکت
( جرم ندین منو بعدش از دلش در آورد )
متیو : وارد خوابگاهش شدی به به سمتش رفتی چوبدستیش زیر پتوش بود تو هم از همه چیز بی خبر پریدی روی پتوش تو بغلش و تق
متیو : اممم
ا.ت : ببخشید مت من واقعا
متیو : اشکال نداره بهونه ی جدید دارم برای درس نخوندن
ا.ت : ببخشید
متیو : جدی گفتم گور بابای مگوناگال و طلسم هاش
و هیچ کدومتون نتونستین خودتونو کنترل کنید و فضا رو ساکت نگه دارید (از خنده جر خوردید)
تئو : وسایلتونو زیر درختی گذاشتید هاگزمید بهترین جا برای قایم موشک .
چند دقیقه بعد خسته اومدید . تئو برای شوخی هلت داد و افتادی روی وسایل و تق بله
ا.ت : ببخشید
تئو : نه اشکال نداره تقسیر خودم بود .
دریکو : تو کلاس بودید. دریکو هی کرم میریخت. با چوبدستیش روی دستت میزد. اومدی بزنی روی دستش ولی زدی روی چوبدستیش و چون نصفش روی کتابت بود از وسط شکست.
دریکو: اوه یادم باشه باهات مچ نندازم
ا.ت: نه نباید بندازی
دریکو:اشکال نداره خوبی؟
سری تکون دادی
ا.ت: آره. اوکیه بابا
دریکو: فدای سرت
و سرتو بوسید...
ریگولوس: توی اتاقش رفتی. روی تخت بود و داشت به گل هایی که برای خریده بودی و اون لای کتاب خشکشدن کرده بود نگاه میکرد. فکر کردی که بپری بغلش. پریدی و صدای تق اومد. بلند شدی.
ا.ت: ببخشید ندیدمش
ریگولوس : اوه عیب نداره. یکی دیگه میخرم.
سرتو تکون دادی و تو بغلش رفتی و با فر موهاش بازی کردی. فهمید یکم خجالت کشیدی.
ریگولوس: هییی ا.تتتت! من گفتم اشکالی نداره دیگه فکر کنک باشه لیلیوم؟
ا.ت : باشه.
و گونشو بوسیدی.
لورنزو: دستتو از لای موهاش بیرون آوردی. ساعت ۱۱ بود و شما ۲ تا تنها روی مبل سالن اجتماعات اسلایترین بودید. دستتو به سمت کمرش بردی و قلقلکش دادی. خم شد و تق. صدای شکستن چوبدستیش اومد.
لورنزو : اوه
ا.ت : ببخشید من
لورنزو : نه اشکال نداره. ام بریم بخوابیم
با حدس زدن شخص در تصویر بالا ۲ عدد دستگاه تکپارتی درخواستی
هدیه بگیرید😁
تام : سالن اجتماعات اسلایدرین با هوای سرد و تام ریدل در حال درس خواندن وقت شیطونی بود . مگه نه . به سمتش رفتی و قلقلکش دادی .
تام : نکن ا.ت نکن
خودتو پرت کردی روش که صدای شکستن چوب شنیده شد .
تام : ای وای نه
و چوبدستیش که ۲ قسمت شده بود رو بیرون آورد
تام : فقط بلدی خراب کاری کنی
ا.ت : تام
تام : ساکت
( جرم ندین منو بعدش از دلش در آورد )
متیو : وارد خوابگاهش شدی به به سمتش رفتی چوبدستیش زیر پتوش بود تو هم از همه چیز بی خبر پریدی روی پتوش تو بغلش و تق
متیو : اممم
ا.ت : ببخشید مت من واقعا
متیو : اشکال نداره بهونه ی جدید دارم برای درس نخوندن
ا.ت : ببخشید
متیو : جدی گفتم گور بابای مگوناگال و طلسم هاش
و هیچ کدومتون نتونستین خودتونو کنترل کنید و فضا رو ساکت نگه دارید (از خنده جر خوردید)
تئو : وسایلتونو زیر درختی گذاشتید هاگزمید بهترین جا برای قایم موشک .
چند دقیقه بعد خسته اومدید . تئو برای شوخی هلت داد و افتادی روی وسایل و تق بله
ا.ت : ببخشید
تئو : نه اشکال نداره تقسیر خودم بود .
دریکو : تو کلاس بودید. دریکو هی کرم میریخت. با چوبدستیش روی دستت میزد. اومدی بزنی روی دستش ولی زدی روی چوبدستیش و چون نصفش روی کتابت بود از وسط شکست.
دریکو: اوه یادم باشه باهات مچ نندازم
ا.ت: نه نباید بندازی
دریکو:اشکال نداره خوبی؟
سری تکون دادی
ا.ت: آره. اوکیه بابا
دریکو: فدای سرت
و سرتو بوسید...
ریگولوس: توی اتاقش رفتی. روی تخت بود و داشت به گل هایی که برای خریده بودی و اون لای کتاب خشکشدن کرده بود نگاه میکرد. فکر کردی که بپری بغلش. پریدی و صدای تق اومد. بلند شدی.
ا.ت: ببخشید ندیدمش
ریگولوس : اوه عیب نداره. یکی دیگه میخرم.
سرتو تکون دادی و تو بغلش رفتی و با فر موهاش بازی کردی. فهمید یکم خجالت کشیدی.
ریگولوس: هییی ا.تتتت! من گفتم اشکالی نداره دیگه فکر کنک باشه لیلیوم؟
ا.ت : باشه.
و گونشو بوسیدی.
لورنزو: دستتو از لای موهاش بیرون آوردی. ساعت ۱۱ بود و شما ۲ تا تنها روی مبل سالن اجتماعات اسلایترین بودید. دستتو به سمت کمرش بردی و قلقلکش دادی. خم شد و تق. صدای شکستن چوبدستیش اومد.
لورنزو : اوه
ا.ت : ببخشید من
لورنزو : نه اشکال نداره. ام بریم بخوابیم
با حدس زدن شخص در تصویر بالا ۲ عدد دستگاه تکپارتی درخواستی
هدیه بگیرید😁
- ۱.۸k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط