I fell in love with someone P

"I fell in love with someone'' (P96)

ا.ت : خیلی دوست دارم.*خوشحال،ذوق*

نیم ساعت بعد :
بعد از نیم ساعت منو جونگکوک از حموم در اومدیم شروع کردم یه خشک کردن موهام و جونگکوک بعد از اینکه کاملا حاظر شدم چمدونم آمادم کردم نمی‌دونم قراره کجا باشیم ولی جونگکوک گفت چمدونم آماده کنم....
بعد از اینکه چمدون هم آماده کردم عینک آفتابیم زدم و بادیگارد چمدون منو برد از اتاق خارج شدم به سمت پایین رفتم تا هانول دیدم...با دو رفتم بغلش...
ا.ت : توهم میای دیگه*خوشحال*
هانول : معلومه که میام دختر*خنده*
بلافاصله بعد جانگ سوک هم اومد...ولی آماده نبود...چهرش مشخص بود داغون بود...
ا.ت : جانگ سوک چرا تو هنوز حاظر نشدی؟
جانگ سوک : ا.ت متاسفم میشه من نیام..
هانول : چی؟ یعنی نمیخوای تو بیای آخه چرا؟
جانگ سوک : حس حالشو ندارم معذرت می‌خوام.
ا.ت : *لبخندی زد* اشکالی نداره انتخاب بین خودته.
تهیونگ : ا.ت*با دو اومدن*
با صدای تهیونگ همه توجه های ما جلب شد به سمت تهیونگ که دیدم شلوارکی پاش کرده بود همینطور پیراهن تابستونی تنش کرده و کلاه عینک آفتابی جلو چشمش بود.
ا.ت : تهیونگ؟
جانگ سوک : توهم میای؟
تهیونگ : اره جونگکوک بهم گفته به عنوان همکارش یعنی بادیگارد ا.ت هم بیام تا اتفاقی نیفته.
من و هانول سعی کردیم خندمون کنترل کنیم....آخه به عنوان بادیگاردم؟...با همچین لباس هایی بیاد بادیگاردم بشه؟!!*خنده*
جانگ سوک سر تا پای تهیونگ نگاه کرد و طوری نگاه تهیونگ میکرد که تهیونگ حس میکرد داره معذب میشه تا صدای مین هو هم اومد...
مین هو : چه بادیگاردی داریم...آخه دیونه با این لباسا میخوای اینطور از ا.ت محافظت کنه*🤣*
تهیونگ : واااااااااااااا مگه چشه بهترین برند لباس پوشیدم تازه هیچ بادیگاردی مثل من برا ا.ت نمیتونه پیدا بشه قول میدم از ا.ت و بچه ای که تو ش....
ا.ت : بسهههههه
تهیونگ : ..........
هانول : .........
مین هو : .........
جانگ سوک :.........
با داد ا.ت حرف تهیونگ نصف نیمه موند*
جانگ سوک : یه لحظه وایسا...تهیونگ میشه یه لحظه کلامت کامل بگی*خنده*
ا.ت : نههه
مین هو : چرا؟ تازه تهیونگ از زبونت اسم بچه شنیدم خبرایی هست ا.ت ؟*لاس زدن*
ا.ت : معلومه که نه تهیونگ داشت شوخی میکرد توهم بگو یه شوخی بود دیگه زود باش بگو شوخی بود...
تهیونگ در حالی که نگاهش بهم بود طوری بود که انگار از اینکه نمیخوام فعلا هانول اینا ندونه ناامیدی بود روشون برگردوند و گفت....
تهیونگ : اره شوخی بود هیچ اتفاق خاصی نیفتاد
جونگکوک : شوخی؟
بلافاصله جونگکوک هم بهمون اضافه شد همه توجه ها به سمت جونگکوک که بالای پله ها بود جلب شد...آروم از پله ها به سمت پایین حرکت کرد...وقتی بهمون رسید دستم گرفت...و شروع به نوازشش کرد...
جونگکوک : شاید شوخی باشه یا...شاید....شوخی نباشه....
هانول : منظورت چیه؟
ادامه داره...
دیدگاه ها (۱۷)

"I fell in love with someone'' (P97)هانول : منظورت چیه؟نگاهم...

"I fell in love with someone'' (P98)جونگکوک : باشه بگیر بخوا...

چندپارتی از JK 4جونگکوک : بریم اتاق...ممنون بخاطره اینکه اوم...

چندپارتی از JK 3اجوما بعد از تماسش به سمتم اومد...اجوما : حد...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط