{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز شب شد وَ منُ

باز شب شد وَ منُ
حادثـــه ای اجباری

باز آشـــــــفتگی
وُ باز غــمی تکراری

این سوال است که شب
از چه مــــرا می شکند

من و تلخــیِ همین بغض
کــه شـــــد آواری
دیدگاه ها (۱)

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

فراتر از خویش

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

‌       ‌در سرد ڪلیسا پشت من بستہ شد زنگ‌ها خا‌‌طرهٔ‌ام را خ...

📚🎤 استاد عبدالجبار کاکایی 📃طرحي زدي كه رنگ جهانم تباه شدبگذا...

موهای سفیدم را همه نشانم می دهند می گویند پیر شده ای ، می گو...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط