آنقدر رفتنی بودی ک...
آنقدر رفتنی بودی ک...
انتظار رفتنت را همیشه می کشیدم...
اما...
انگار تمام مدادرنگی هایم سفید بود ک...
آنهمه انتظار نکشیده باقی ماند...
و...
وقت رفتنت چنان جا خوردم ک...
سیر سیر شدم از همه ی عاشقی های عالم...
از تو چ پنهان رفیق...
خاک شدم زیر آوار دردهای بی امان زندگی...
لحظه هایم باردار مرگ شده اند...
و...
من هنوز نفس می کشم...
انتظار رفتنت را همیشه می کشیدم...
اما...
انگار تمام مدادرنگی هایم سفید بود ک...
آنهمه انتظار نکشیده باقی ماند...
و...
وقت رفتنت چنان جا خوردم ک...
سیر سیر شدم از همه ی عاشقی های عالم...
از تو چ پنهان رفیق...
خاک شدم زیر آوار دردهای بی امان زندگی...
لحظه هایم باردار مرگ شده اند...
و...
من هنوز نفس می کشم...
- ۱.۱k
- ۱۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط