{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که دست هایت چتر نمی شوند...

حالا که دست هایت چتر نمی شوند...

حالا که نگاهت ستاره نمی بارد...

حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم...

از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم...

تا آوار تنهایی بر سرت نریزد...

و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود...
دیدگاه ها (۲۴)

تنها بودن قدرت می خواهد و من قدرتمندم... این قدرت را کسی ب...

از چه بنویسم؟؟ از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟ یا از د...

ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود... ای کاش هرگز ند...

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید, و به جاش...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

چشمانت قشنگ‌ترین عکسِ دلپسندِ من است»نمی‌دانم جادویت در چیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط