{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

دست هایش با من ، چشم هایش در خیابان و دلش …

این یکی را نمی خواهم بدانم ولی لعنت به دل هرزه ات !
دیدگاه ها (۱)

خـــــدایا.....دلگیـــرمـ ازتــ....همــــش بلدیـ بـــازیـــم...

بــ بعضـــی ها بــاس گف :عــزیــزم تو کــ بهـ هـــمه دستـ می...

اونیــ کـ محلــ سگــ بهتــ نمیزارهـ ....مطمئنــ باششــ دنبال...

هیچ کس نمی فهمدپالتو با دستکش های چرم کافی نیستگاهی بیرون رف...

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

🔻این دو کودک در حمله آمریکا به قشم، پدر، مادر و برادرشان را ...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۴«شلیک در تاریکی» 🔫🌧️صدای شلیک هنوز ت...

پرسه در جنگل... ظهر...ات با کلی ذوق مشغول آشپزی بود.پیش‌بند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط