{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجیبست

عجیبست
 حال چشمانت
اینجا هستی و
خیالت جای دگر
من در چشمانت آرمیده ام
و او در دلت پنهان
بگو از
انجماد کدامین فصل رویایت
 غافل شدم
که خیابان دلت را
به روی قدمهای هرزه گشودی...
دیدگاه ها (۳)

انتظار مرا می شکند درپس تیرگی گیسوان شبلبخندهایم تکه اشکی می...

امروز شاید کمی بخندم یا تبسمی کوتاه از آمدنم ،گیسوانم را به ...

دلم پر است  از جاذبه  نگاهت با خیالمچه درگیرست چشمهایی که دل...

کمی بغض هایت را سبک کن تکیه کن بر شانه های دیوارنگاه درد،چشم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

فصل ۲۰۵: سایه‌های گذشتهیک شب بارانی، آلستور گاد در اتاق مطال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط