{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای طلوع دوباره قدم زدم شب را

برای طلوع دوباره قدم زدم شب را

و در میان خرابه قدم زدم تنها

هزار بار سحر را صدا زدم اما

.....

سحر میان دقایق

هنوز خوابیدست ...



سحر ...!

شب تقدیرمان پر از قیر است

نفس بزن که دل تارمان به زنجیر است

بیا که بعد تو صبح است در طلیعه من

و رفتن شب پیر است در طلیعه من

بیا که وعده صبحم به تو ادا گردد

ادا که نه ، شاید به آن قضا گردد...

.....

سحر چو چشم تر من ، خمار و پژمردست

برای کردن تکرار روز افسردست ...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح از میان پرده های حریر آ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷²بعد خیلی جدی ادامه داد:هرجا میرم..تو ...

نمیبخشمت p.22

همین که بغض می شود سکوت های های مندوباره خواب می شود پناه گر...

❤️ حسرتی به دل‌هایمان مانده برای دیدنت؛ قلب‌هایی بی‌قرار مان...

السَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیفَةَ الرَّحمنِ یا مَولانا یا صاحِبَ...

بسم الله الخلق النور العظیم

💙جانا 💙اگر در گرم‌ترین فصل سال هم بیاییاز آسمان می‌خواهم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط