{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟
از آواری که بی تو ماندهِ بر دوشم …! چه می دانی ؟!

از اینکه گفته بودی ، دوستم داری ، ولی رفتی
از آهنگِ صدایِ مانده در گوشم چه می دانی ؟!!

هنوزم بوی آغوشِ تو را پیراهنم دارد
از اندوهی که من هر روز می پوشم چه می دانی ؟!

ببین …!! از عشق ناچارم ولی دلگیرم از دستت
از اینکه مثلِ سیر و سرکه می جوشم ، چه می دانی …؟!

جوابم را بده ، من یک تماس رفته از دستم !
و رنجِ یک شماره یِ فراموشم ! چه می دانی ؟!

از اینکه رفته ای و هر چه می کوشم نمی فهمم
چرا رفتی …!!! از احساسات مغشوشم چه می دانی …؟!!!
دیدگاه ها (۲)

...کوهبا نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شودو انسان با نخستین درددر من...

امروز نشستم غم فردا خوردمدر دست زمانه خم شدم ، تا خوردممانند...

به چشمانت سپردم چشم های مست مستم رانگاهت گرم بود و داغ کردی ...

ﺩﻧﯿﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩﻧﺪ ...

قدم قدم با یه علم ان ‌شاءالله اربعین میام سمت حرمبا مدد شاه ...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟ از آواری که ...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟از آواری که بی تو مان...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟ از آواری که ...

تو از دلتنگیِ شبهایِ آغوشم چه می دانی ؟ از آواری که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط