{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکیه گاهم نشدی , جور تو را باد کشید 

تکیه گاهم نشدی , جور تو را باد کشید 

بی کسی ذهن مرا تا غزلآباد کشید 

توی حبس ابدم 

فلسفه ی پست مدرن 

روی پیشانی من یک زن آزاد کشید !
دیدگاه ها (۱)

اخرین بازمانده

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

مرد بی رحم

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

برده عمارت جئون

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

بهار بدون تو

پارت اول ❤️کلاسِ عصر تازه تمام شده بود و راهروهای خوابگاه یو...

دید پنهان انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط