{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را به پهنای جهان می گشایم!

پنجره را به پهنای جهان می گشایم!
جاده تهی است. درخت گرانبار شب است
ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است
تو نیستی ، نوسان نیست
تو نیستی، و تپیدن گردابی است
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست،
و دره ها ناخواناست...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

‹ پنجره را به پهنای جهان می گشایم!جاده تهی است. درخت گرانبار...

پنجره را به پهنای جهان می گشایم: جاده تهی است.درخت گرانبار ش...

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است،تو نیستی ، نوسان نیست! تو...

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است،تو نیستی ، نوسان نیست! تو...

سهراب سپهریپنجره را به پهنای جهان میگشایمجاده تهی است!درخت گ...

«تو» نیستی و غریوِ رودها گویا نیست!و دره ها ناخواناست...!!سه...

پنجره را به پهنای جهان می گشایم:جاده تهی است. درخت گرانبار ش...

پنجره را به پهنای جهان می گشایم جاده تهی است درخت گرانبار شب...

پنجره را به پهنای جهان می‌گشایم:جاده تهی است. درخت گران‌بار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط