شراب سرخ پارت
شراب سرخ پارت ۴۱
#red_wine #red_wine🍷
نامجون به ا.ت اشاره ای کرد:دخترتو میبری؟
+ نه!
نامجون:پس با جنی میری ؟
تنها گزینه جنی بود میدونم ممکن بود ا.ت از من دلخور شود اما نمیتونستم ریسک کنم.
نامجون:تو نمیتونی مانع دیدار اون دو نفر بشی تایگر..اگه توی سرنوشت اونا این حک شده باشه هیچ کس نمیتونه مانع دیدار دوباره ا.ت با نامزدش بشه.
اما اینکه جئون و ا.ت بعد دیدار باهم دست به چه کاری بزنند..همین بیشتر عصبیم میکرد..
منتظر به او چشم دوختم:کاری کن ا.ت عاشقت بشه اونوقت با خواسته قلبی خودش کنارت میمونه، با تهدید کردن یا ترسوندنش فقط اوضاع خرابتر میشه، اینطوری اونو از خودت میرونی و....
کمرش را بین دستان مردانهام گرفتم و گفتم:تو فوق العاده بودی...
روی گردنش بوسهای کاشتم و گفتم:ماشین معرکه نبود، راننده پشت ماشین معرکه بود.
جیمین به ما پیوست و گفت:زیاد خوشحالی نکن ا.ت بانو چون بار اولت بود بهت آسون گرفتم!
او همان دختری بود که از تمام افراد من سبقت گرفت و همه انها را پشت سر گذاشته بود و همانقدر هم بی نقص توانسته بود جیمین را شکست دهد!
جیمین خنده کفرآمیزی کرد رو به من گفت:بهش بگو که اسون گرفتم..
جیمین بد جور خورد تو پرش و ا.ت با خوشحالی از اینکه پشت او در امده بودم دستانش را بهم کوبید و با ذوق گفت:خب اقای بازنده برنده بانو رو دعوت نمیکنی به یک نوشیدنی..
جیمین نگاهش را به من داد و گفت:کیم ناموسا بعد این همه رفاقت منو فروختی! خب مگه دخترت با یک نوشیدنی راضی میشه؟ من اینو ببرم بیرون برشکست برم میگردونه..
من و نامجون قهقهه ای زدیم..
+تو نگران پولش نباش من حساب میکنم..
بچه ها پارت ها کوتاه کوته میزارم چون میترسم جا نشه ولی مقدار معینی که در نظر گرفتم رو حتما آپ میکنم منظورم نگید که ده تا پارت سه سطری آپ کرد تعداد پارت ها بیشتر میشه
و اینکه همهی پارت ها رو لایک و کامنت بزارید نه فقط اخرین پارتی که گذاشته میشه
#red_wine #red_wine🍷
نامجون به ا.ت اشاره ای کرد:دخترتو میبری؟
+ نه!
نامجون:پس با جنی میری ؟
تنها گزینه جنی بود میدونم ممکن بود ا.ت از من دلخور شود اما نمیتونستم ریسک کنم.
نامجون:تو نمیتونی مانع دیدار اون دو نفر بشی تایگر..اگه توی سرنوشت اونا این حک شده باشه هیچ کس نمیتونه مانع دیدار دوباره ا.ت با نامزدش بشه.
اما اینکه جئون و ا.ت بعد دیدار باهم دست به چه کاری بزنند..همین بیشتر عصبیم میکرد..
منتظر به او چشم دوختم:کاری کن ا.ت عاشقت بشه اونوقت با خواسته قلبی خودش کنارت میمونه، با تهدید کردن یا ترسوندنش فقط اوضاع خرابتر میشه، اینطوری اونو از خودت میرونی و....
کمرش را بین دستان مردانهام گرفتم و گفتم:تو فوق العاده بودی...
روی گردنش بوسهای کاشتم و گفتم:ماشین معرکه نبود، راننده پشت ماشین معرکه بود.
جیمین به ما پیوست و گفت:زیاد خوشحالی نکن ا.ت بانو چون بار اولت بود بهت آسون گرفتم!
او همان دختری بود که از تمام افراد من سبقت گرفت و همه انها را پشت سر گذاشته بود و همانقدر هم بی نقص توانسته بود جیمین را شکست دهد!
جیمین خنده کفرآمیزی کرد رو به من گفت:بهش بگو که اسون گرفتم..
جیمین بد جور خورد تو پرش و ا.ت با خوشحالی از اینکه پشت او در امده بودم دستانش را بهم کوبید و با ذوق گفت:خب اقای بازنده برنده بانو رو دعوت نمیکنی به یک نوشیدنی..
جیمین نگاهش را به من داد و گفت:کیم ناموسا بعد این همه رفاقت منو فروختی! خب مگه دخترت با یک نوشیدنی راضی میشه؟ من اینو ببرم بیرون برشکست برم میگردونه..
من و نامجون قهقهه ای زدیم..
+تو نگران پولش نباش من حساب میکنم..
بچه ها پارت ها کوتاه کوته میزارم چون میترسم جا نشه ولی مقدار معینی که در نظر گرفتم رو حتما آپ میکنم منظورم نگید که ده تا پارت سه سطری آپ کرد تعداد پارت ها بیشتر میشه
و اینکه همهی پارت ها رو لایک و کامنت بزارید نه فقط اخرین پارتی که گذاشته میشه
- ۵.۰k
- ۰۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط