شراب سرخ پارت
شراب سرخ پارت ۴۰
#red_wine #red_wine🍷
-تهیونگ ویو-
کنار نامجون ایستادم و همانطور که نگاه مان به صفحه مانیتور که مسابقه ا.ت و جیمین را نشان میداد بود ، گفتم:فردا راشل برای بازگشت دخترش مهمونی ترتیب داده!
پکی به سیگارم زدم : میدونم جیمین همه چیزو برات تعریف کرده!
نامجون سری تکان داد و گفت: اره اما من انتظار داشتم از تو بشنوم نه جیمین!
+میتونی لیست افرادی که تو مهمونی راشل شرکت میکنن رو برام پیدا کنی؟
میدونستم نامجون زیاد با مایک آبش توی یک جوی نمیرود اما او برادرم بود :جدیدا مایک کمی سر و گوشش می جنبه..
سری پیش تو مهمانی ویولت وقتی ازش لیست شرکت کنندهها را خواستم او با اطمینان کامل گفت جئون تو لیست مهمان ها نبوده ، این اشتباهی نبود که از مایک سر بزنه ، او همیشه محافظ کار بود و همین اشتباه کوچکش کاری کرده بود که به اعتماد او شک کنم.
نامجون سمتم چرخید : پس بالاخره به حرف من رسیدی!
نمیخواستم بحث را بیش از این کشش بدم: میتونی لیستو پیدا کنی؟
دختر من..
سرم را به سمت مانیتور چرخاندم ، با دیدن او که از جیمین پیشی گرفته بود و داشت به خط پایان نزدیک میشد لبخندی زدم..
نامجون:جئون جونگ کوک... اون توی اون مهمونی هست!
اخمهایم به طرز غضبناکی در هم فرو رفت..
با حرف نامجون جوری گردنم را سمتش چرخاندم که صدای تلق و تولوق استخوان هایم به گوش رسید..
نامجون:این مهمونی درسته بخاطر برگشت دختر راشل برنامه ریزی شده اما هدف اصلی این مهمونی معرفی وارث مادام راشله...
با رسیدن ا.ت به خط پایان پایکوبیای به پا شد...
#red_wine #red_wine🍷
-تهیونگ ویو-
کنار نامجون ایستادم و همانطور که نگاه مان به صفحه مانیتور که مسابقه ا.ت و جیمین را نشان میداد بود ، گفتم:فردا راشل برای بازگشت دخترش مهمونی ترتیب داده!
پکی به سیگارم زدم : میدونم جیمین همه چیزو برات تعریف کرده!
نامجون سری تکان داد و گفت: اره اما من انتظار داشتم از تو بشنوم نه جیمین!
+میتونی لیست افرادی که تو مهمونی راشل شرکت میکنن رو برام پیدا کنی؟
میدونستم نامجون زیاد با مایک آبش توی یک جوی نمیرود اما او برادرم بود :جدیدا مایک کمی سر و گوشش می جنبه..
سری پیش تو مهمانی ویولت وقتی ازش لیست شرکت کنندهها را خواستم او با اطمینان کامل گفت جئون تو لیست مهمان ها نبوده ، این اشتباهی نبود که از مایک سر بزنه ، او همیشه محافظ کار بود و همین اشتباه کوچکش کاری کرده بود که به اعتماد او شک کنم.
نامجون سمتم چرخید : پس بالاخره به حرف من رسیدی!
نمیخواستم بحث را بیش از این کشش بدم: میتونی لیستو پیدا کنی؟
دختر من..
سرم را به سمت مانیتور چرخاندم ، با دیدن او که از جیمین پیشی گرفته بود و داشت به خط پایان نزدیک میشد لبخندی زدم..
نامجون:جئون جونگ کوک... اون توی اون مهمونی هست!
اخمهایم به طرز غضبناکی در هم فرو رفت..
با حرف نامجون جوری گردنم را سمتش چرخاندم که صدای تلق و تولوق استخوان هایم به گوش رسید..
نامجون:این مهمونی درسته بخاطر برگشت دختر راشل برنامه ریزی شده اما هدف اصلی این مهمونی معرفی وارث مادام راشله...
با رسیدن ا.ت به خط پایان پایکوبیای به پا شد...
- ۵.۱k
- ۰۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط