{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو منو خیلی رویایی دوست داشتی

تو منو خیلی رویایی دوست داشتی
و من دیوونه ی همین حس هات بودم
اما خانوادت مخالف رابطت با من بود..
و تو این رو باور نداشتی.

مادرت بارها با حرفاش دل من رو از بودن با تو ترسونده بود.این شد که از تو بدون اینکه چیزی بفهمی فاصله گرفتم
تو منو خیلی رویایی دوست داشتی به خاطر همین از من دلخور شدی ...
با من سرد شدی خیلی..
و یک روز به این نتیجه رسیدی که
درست مثل همیشه،
از اولش هم
حق با مادرت بود...
.





امیرعلی_ق
دیدگاه ها (۱۸)

گرچه آشوبم ولی آرامشِ جان مرا... شانه های محکمت ...

احتمالا مردی که من باید عاشقش می شدم یه مرد کتابخون و تحصیلک...

قهوه می‌ریزم برایتنیستی آن سوی میزهی شکر می‌ریزمو تلخ است جا...

دوست داشتنت تمام نمی شودبا هر نفسدرونِ منمتولد می شوی زینب_ه...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

پارت ششم

I will love you forever🙃

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

#تکپارتیموضوع:( وقتی مست میاد خونه )ریکی/ا.تساعت از دوازده ش...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط