.
.
روی کاغذ نوشتم دستهای تو
و روی آن دست کشیدم...
روی کاغذ نوشتم شانه های تو
و سر به روی شانه ات گذاشتم...
روی کاغذ نوشتم چشم های تو
و یک دل سیر تماشایشان کردم...
هر روز صبح با مشتی کاغذ در آغوشم
از خواب تو بیدار شدم
و اینک روی همان کاغذ قدیمی می نویسم
من از این زندگی کاغذی خسته ام...
خسته...
روی کاغذ نوشتم دستهای تو
و روی آن دست کشیدم...
روی کاغذ نوشتم شانه های تو
و سر به روی شانه ات گذاشتم...
روی کاغذ نوشتم چشم های تو
و یک دل سیر تماشایشان کردم...
هر روز صبح با مشتی کاغذ در آغوشم
از خواب تو بیدار شدم
و اینک روی همان کاغذ قدیمی می نویسم
من از این زندگی کاغذی خسته ام...
خسته...
- ۳.۴k
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط