{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
روی کاغذ نوشتم دستهای تو
و روی آن دست کشیدم...
روی کاغذ نوشتم شانه های تو
و سر به روی شانه ات گذاشتم...
روی کاغذ نوشتم چشم های تو
و یک دل سیر تماشایشان کردم...
هر روز صبح با مشتی کاغذ در آغوشم
از خواب تو بیدار شدم
و اینک روی همان کاغذ قدیمی می نویسم
من از این زندگی کاغذی خسته ام...
خسته...
دیدگاه ها (۳)

فیک تهیونگ مافیایی

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

منو ببخش پارت ۳

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

🎀🩷 پارت ۲۳ — ویو تهیونگ 🩷🎀از خواب که بیدار شدم، سرم به‌شدت د...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

part 10

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت۲]صبح روز بعد، ات هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط