وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.

وقتی با دخترعموش میره بیرون و تو حسادت میکنی.

لباسم و تن کردم و خودمو رو تخت انداختم. از حموم خارج شد.
رومو برگردوندم گوشیم رو برداشتم که همون لحظه زنگ خورد . تهیونگ.
_الو؟!
تهیونگ:
_الو سلام میرا خوبی؟!
لبخندی به مهربونیش زدم که توجه کوک جلب شد.
_آره ممنون تو خوبی؟!
تهیونگ:
_اوهوم خوبم میگم که کوک پیشته؟!
آبرویی بالا انداختم.
_کوک؟! آره پیشمه چطور؟!
تهیونگ:
_بهش بگو امروز نیومد کمپانی کلی اتفاق افتاد استف ها افتادن دعوا واای خیلی باحال بود.!
له هیجانش خندیدم ولی مغزم درگیر حرفش بود.کوک نرفت کمپانی؟!
یعنی از صبح پیش دختر عموش بود؟!
_باشه بهش میگم. کار نواری تهیونگا؟!
تهیونگ:
_نه مواظب خودتون باشین . خداحافظ
قطع کردم و زل زدم به کوک.
_چی گفته که شبیه قاتلای زنجیره ای زل زدی به من؟!
آبرویی بالا انداختم.
_خودت چی فکر میکنی؟!
خودشو رو تخت انداخت و لبخند زد.
_اینکه فردا تعطیله و تا لنگ ظهر میتونم بخوابم این عالیه!
پتو رو از روش کشیدم و رو خودم انداختم. دستش دورم حلقه شد.
_ خب حالا . قهر نکن. ته چی گفت بهت؟!
با حرص لب زدم.
_گفته نرفتی کمپانی اونجا دعوا شده. یعنیی از صبحح پیش سونیا(دخترعموش) بودی؟!!
تک خنده ای کرد.
_معلومه که نه پرنسس.
با تمسخر سری تکون دادم که...
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی درخواستی

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت ۳۸

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

استاد من ۳

برده عمارت جئون

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twelve اون شب قلبم یچی میگفت و م...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط