{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت : 63

پارت : 63


کای ویو :



دیشب با بارام حرف زدم

بهم گفت که امروز میخواد نقششو عملی کنه

و منم کناره همون درخت ایستادم تا بیاد

داشتم پاپ کورن میخوردم ( ماشالله پسرم چقدر ریلکسه 😔😂)


که دیدم داره از اون یکی در میاد بیرون

منتظر بودم که بیاد

که دیدم یکی از پسرای یونجون داره میاد بیرون ( چون دو قلو ان نمیتونه تشخیصشون بده)


منتظر موندم تا اون یکی ام بیاد بیرون


که دیدم بارام داره بر میگرده داخل


یعنی چش شده؟


سریع رفتم پیشه اون یکی که از روی خاله کناره چشمش میشد فهمین جی هو عه



کای : تو جی هو ایی؟



جی هو : اره ولی شما کی هستید؟



کای : من دوسته مامانتم



جی هو : عمو من میترسم



کای : ببین جی هو برو سمته اون درخته بزرگ پشتش یه ماشین هست و سه تا مرد داخلشه برو بهشون بگو که پسره یونجونی



جی هو : یونجون کیه؟



کای : فعلا نمیتونم بهت توضیح بدم



جی هو : باشه



بهش گفتم که بره پیشه سوبین ، ته هیون و بومگیو

و خودمم رفتم داخل که دیدم جک جی یو رو گرفته و اسلحه رو گذاشته روی سرش

و بارام داره با شک بهشون نگاه میکنه



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خبببب بچه ها اون دوتا پارت رو فردا میزارم 😐💔
دیدگاه ها (۱۵)

قسمت بیست

partماشین مشکی جلوی انبار قدیمی توقف کرد.کلارا از ماشین پیاد...

فیک عشق ممنوعه p5جی کی:خیلی خب به هر حال چه دوسم داشته باشی ...

رمان

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

برده عمارت جئون

#دوست_پسر_شیطون_من Part:6نزدیکای ظهر بود که دیگه تصمیم گرفتی...

part50. . °هیونگ کارت تموم شد؟ کای به یونجونی که کیفشو روی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط