{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشبختےرا کجا مے‌توان یافت؟

خوشبختےرا کجا مے‌توان یافت؟
از خدا پرسید:
«خوشبختے را کجا میےتوان یافت؟»
خدا گفت:
«آن را در خواسته‌هایت جستجو کن
و از من بخواه تا به تو بدهم.»
با خود فکر کرد و فکر کرد:
«اگر خانه‌اےبزرگ داشتم بیےگمان
خوشبخت بودم.»
خداوند به او داد.
«اگر پول فراوان داشتم
یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم.»
خداوند به او داد.
اگر...
اگر...
و اگر...
اینک همه چیز داشت
اما هنوز خوشبخت نبود.
از خدا پرسید:
«حالا همه چیز دارم
اما باز هم خوشبختے را نیافتم.»
خداوند گفت:
«باز هم بخواه.»
گفت:
«چه بخواهم؟
هر آنچه را که هست دارم.»
خدا گفت:
«بخواه که دوست بدارے،
بخواه که دیگران را کمک کنے،
بخواه که هر چه را دارے
با مردم قسمت کنے.»
او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید
لبخندےرا که بر لبها میےنشیند
و نگاه‌هاےسرشار از سپاس به او لذت مےبخشد.
رو به آسمان کرد و گفت:
«خدایا خوشبختے اینجاست؛
در نگاه و لبخند دیگران.
دیدگاه ها (۱)

بگذار بگویمبغض که مےکنیگریه ام مے گیــردخنده ات که بگیــردحا...

نگذار جانمنگذار هرکس آمد و ماندنے نشدتو رادلت راصداقتت رابا ...

امشب؛ مسافرآغوشش هستم....پشت پایم آب نریزیدبرنمیگردم...

کاش مےدانستےوقتےکه میخندےجهانازآنچه هستاندکےبزرگترمیشود...

پارت سه نامجوک دفترچه منو گرفت و با سرعت رفت مدرسه تا رسید گ...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 75 "پایانی" پایان آرزوی دیدارت ر...

پارت 6ویو فلیکس که دیدم رورا یک نیشخند زد و رفت سمت اخرای پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط