{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعمشهرت

#طعم_شهرت
پارت ۶
+من میرم یکم راه برم

_بیا باهم بریم

+اوکی

داشتیم تو راهرو راه میرفتیم که مین جه یکی از رقابای سختم رو دیدم
*به به از این طرفا

+الان حصلتو ندارم مین جه

*چرا اونوقت

بی تفاوت از کنارش رد شدم که دستمو محکم گرفت کشید منم بدون صبر کردن یه مشت تو صورتش خوابوندم
*ایییییی وحشی

_ا.ت چیکار میکنی(عصبی)

حراست داشت نزدیک میشد که هیونجین دست منو گرفت
+چیکا میکنی

_ا.ت ...... بدوووووووو

کل کمپانی رو دور میزدیم وقتی ازمون جا موندن یهو بردتم توی یه اتاق که بیشتر شبیه اتاق پزشکی بود
دستم خونی شده بود

_بشین(عصبی)

+چیزه واجبی نیس

_ببین عصبیم نکنا

+هوف خب بابا

نشستم رو صندلی که زارت خوردم زمین

+ایییی

_عه چت شد

+ صندلیه شکست چراا

_(خندید)

+چیه خنده داره کمرم درد گرففف

_دکتر اینجا یه ادمه خیلی چاقیه احتمالا صندلیو شکونده خیلیم شیک گذاشتتش اینجا(بلند ار خندید)

+خب الان چیکار کنم؟!

هیونجین برای اینکه کارشو راحت تر انجام بده نشست رو صندلی مقابل و ا.ت رو نشوند رو پاش

_دستتو بده

+بیا
_🗿
+وا چیه

_هیچی بار اخرت باشه با کسی در میوفتی خیر سرت کاراموزی اینجوری اخراجت میکنن

+خودش رفت رو مخم خودت که ....

یهو دستشو کشید و ا.ت رو اورد جلو صورتش جوری ۵ سانت با صورت هیونجین فاصله داشت
_بهت.. گفتم ..شیطنت .. نکننن

+نمیخام

_تو دیوونه شدی

اره مطمعنم دیوونه شدی
+تو دلت میخاد من برم چون اون سری هم گفتی اگه نمیتونی تحمل کنی و با قوانین بسازی باید بری

_اره گفتم

ولی منظورم به این نبود که میخام بری
+این ینی نمیخای برم؟!

_نه

صورتشو نزدیک میکنه و لباشو میزاره رو لب ا.ت

داشتن خیلی رمانتیک همو میبوسیدن که یهو در وا شد و هیونجین ا.ت رو محکم پرت کرد اونور

+عوضیییییییی

€چتونه هیس(اروم)

_شماها چرا انقد اروم حرف میزنین

¥حراست دنبالمونه

+وات شما چرا

€لنا دوست عزیزت با یکی از اون دخترا بحثش شده بود و تک تک موهاش دختررو کنندددد

+کی؟!

¥مین جه

+وای اون عوضی

¥صورتش خونی بود نکنه تو زدیش(خنده)

+اره(خنده)

¥وای دختر دمت گرم

_دمش گرم که الان اینجا گیر کردیم

€وای چیکار کنیم

+من گشنمه

¥منم
پایان پارت ۶🐭
دیدگاه ها (۰)

#طعم_شهرت PT.۷_ما اینجا گیر کردیم اونوقت اینا گشنشونه€همونو ...

از چان وقتی زنشی و توی مراسمی برنده شدن و قهرین باهم و به د...

ادامه پارت قبله نیومده بود€سرش شلو بود گفتش بگم تو یکم تمرین...

#طعم_شهرت PT.۵سرمو رو بالشت گذاشتم و به سقف خیره شده بودم به...

Part 7 ا،ت ویو از خواب بیدار شدم رفتم تو آشپزخونه که یهو زنگ...

#درخواستی #تکپارتی وقتی خواهرشی و توی بار میبینتت و..... ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط