{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بہ عِــــشـــْــق

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
اَز زَمانے ڪِہ..

عاشِـــــقانہ عـــِشق وَرزیدم و ظالـــمانہ ظٌلم دیدم..

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
وقتے ڪہ ...
بہ وٌسعَـــت صِداقَــــتم دٌروغ شِنیدَم...

بہ عِــــشـــْــق
شَـــــڪ ڪردم...
وقتے ڪہ ...
خاڪے شُدم امّا آنـــها ڪہ خـــــاڪِ پایم بودند برایـــــَم مَـــــغرور شُـــــدند...

عِــــشـــْــق مَمــــْـنوع✖

تا زَمانے ڪہ...
دیدگاه ها (۱)

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

part;8🐣موقع رفتن به مدرسه ها نامجون دست سونا را میگرفت قصدش ...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

عشق در قلبی سنگی))part:5ویو تهیونگوقتی که جونگکوک گفت:(جونگک...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

free from the court (p4)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : جنگ نرم، به هر گونه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط