{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا عماد من لا عماد له

یا عماد من لا عماد له

به ما گفتند باید بازی کنید گفتیم با کی ؟؟ گفتند با تیم دنیا تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟ سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت : نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن گفتم آخه چطوری ؟؟؟ بازم خندید و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من ،
دیدگاه ها (۱)

من می نویــــسم…!از کسانی که خدا را فقــــــــط در مساجد می ...

معبودم میشہ یہ خواهش...ڪاش همہ آرزوهایم حڪمٺ ٺو بود و مصلحٺ ...

❤️بِسْم الله الْرَحْمٰنْ الْرَحیم ❤️نام : سید علینام خانوادگ...

رمضان بی تو دلم تنگ شود می روی و دل من سنگ شود رمضان یک خبر ...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

آکیرا و کاراسو

خواهر یه کوالا پارت ۲۳

KIM Vpart 26کیم‌ویا.تاصلا نمیتونستم باور کنم کیم وی ازم خوشش...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و سوم: بازی با قلبِ یک کودک 🧸💔س...

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

پارت ۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط