{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cielo

Cielo
پارت ۳
از زبان تهیونگ
زیر کتک هاشون داشتم له میشدم که جونگ کوک نجاتم داد
درسته سرد ولی قلب مهربونی داره خیلی هم خوشگله مخصوصا با اون عععع چه میگی مگه عاشقش شدی
جین و جیمین کمکم کردن بلند شدم و بردنم بهداری

جیمین" دیدی مثل فرشته نجاتت اومد کمک حال کن

جین" بسه جیمین دویست دفعه داری فقط ازشون تعریف میکنی ندیدیشون اونها از ما بدشون میاد

تهیونگ" من که عادت کردم به این کتک خوردن ها

جین" یعنی چه که عادت کردیی

تهیونگ" جین خودت‌که بهتر میدونی چرا این حرف و زدم

هردوشون فهمیدن که چی میگم

جیمین" بسه مث این بدبختا بلند شین بریم کافه ای جایی

رفتیم کافه که اونجا جونگ کوک و دوستاش و دیدیم
نامجون دست تکون داد
_ هی بچه ها بیاین اینجا بشینین
یه نگاه به هم دیگه انداختیم رفتیم پیششون

هوسوک"تهیونگ حالت خوبه؟

ته" اره خوبم

کوک" یونگی میگم بنظرت کی دوباره میتونم برگردم

یونگ" نمیدونم با خودش حرف بزن

نامجون " چی میگین بچه ها؟

گوشیم زنگ خورد نگاهی انداختم بهش با دیدن مخاطبش روح از سرم رفت جیمین که دید اینجوریم

جیمین" کیه ته ته؟

ته" اممم هیچکی

بلند شدم ورش داشتم

_ همین الان میای خونه فهمیدی از اون کافه کوفتی خارج شو وگرنه بلایی سرت میارم ارزو مردن کنی

ته"چشم

سریع وسایلم و ور داشتم سر سری ازشون خدافظی کردم و رفتم هرچی هم بچه ها پرسیدن جواب ندادم


ادامه دارد......



بنظرتون کی بود پشت خط که تهیونگ اینجوری شد؟

لایک=۱۰
بازنشر=۱۰
دیدگاه ها (۴)

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

بانو فالو شه@john_taehyung

@bts_83858بانو فالو شه

ویو جونگ کوک : مثل هر روز بیدار شدم کار های روزانه ام رو کرد...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط