{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگها هرچه به مرگ نزدیک تر می شوند، خوش رنگ تر می شوند. ب

برگها هرچه به مرگ نزدیک تر می شوند، خوش رنگ تر می شوند. بعد از مرگ تازه سکوتشان می شکند. وقتی باد در آنها می پیچد، وقتی زیر پا می افتند، سقوطشان، لگد مال شدنشان می شود جزئی از خاطرات عاشقانه. زمین، شبیه مرگ می شود. اما مردم باور نمی کنند. احساس زندگی می گیرند. ابر ها زار می زنند برای درخت هایی که به زمستان نزدیک می شوند و آدم ها درست وقت گریه ابرها با لبخند دنبال عشقشان می روند و بیشتر این عشق ها تا بهار سال بعد تمام می شود. انگار فصل های آدم ها عکس فصل های زمین است. انگار پاییز، بهار آدم هاست.
«افشین یداللهی»
دیدگاه ها (۱)

هرگز نگفتی دوستت دارم. مثل کنکوری که داده باشی و هنوز نتیجه ...

خیال حضور تو، خنکای دنج سایه ای است در ظهر تب دار و عبوس بی ...

موسیقی خش خش برگ ها زیر قدم های رهگذران. نیمکت غروب، جایی بر...

پاییز بارون بود. برکت بود. برکت سفره های بی ریایی که شرمنده ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۴: پیش از طوفان جونگ‌کوک با یه گروهِ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط