{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.41🎁 
(روایت از زبان جونگ کوک)

---

پشت در ایستاده بودم. دستم رو گذاشته بودم روی قاب در. از داخل هیچ صدایی نمیومد، فقط گاهی نفس کشیدن آروم ا.ت. چند لحظه پیش گفته بود پیام بهش دستور می‌ده در رو باز نکنه. پس دیگه شکی نبود. یکی داشت از بیرون کنترلش می‌کرد.

من آروم، ولی محکم گفتم:

- ا.ت. گوش کن. هر کی داره بهت پیام می‌ده، می‌خواد تنهات نگه داره. این خطرناکه. در رو باز کن.

از پشت در چند ثانیه سکوت شد. بعد صدای لرزون ا.ت اومد:

+ نمی‌تونم... گفته اگه باز کنم همه‌چیز تموم می‌شه.

من ابروهام رو درهم کشیدم. دستم رو محکم‌تر روی چوب در گذاشتم.

- تموم می‌شه برای کی؟ برای تو یا برای اون؟

جوابی نداد. فقط صدای جابه‌جا شدنش اومد. انگار عقب‌تر رفته بود.

از بیرون، از سمت پنجره‌ی اتاقش، دوباره یه صدای خیلی ملایم اومد. مثل کشیده شدن چیزی. کوتاه. بعد سکوت. من سرم رو برگردوندم سمت راهرو. هیچ نگهبانی بالا نبود. همه پایین بودن.

دوباره به در نزدیک‌تر شدم.

- ا.ت. من اینجام. اگه در رو باز کنی، کسی بهت آسیب نمی‌رسونه. قول می‌دم. فقط نباید تنها باشی با این پیام‌ها.

از پشت در صدای گرفته‌ش اومد:

+ اگه باز کنم... ممکنه بیاد داخل.

من چند لحظه چیزی نگفتم. بعد آروم پرسیدم:

- کی؟ کی ممکنه بیاد داخل؟

سکوت. طولانی. بعد خیلی آروم، تقریباً در حد نجوا:

+ نمی‌دونم... فقط می‌دونم که داره نگام می‌کنه.

دست‌هام مشت شدن. این دیگه حدس نبود. یکی واقعاً نزدیک بود. من سریع گوشی‌م رو درآوردم و به نگهبان شیفت پیام دادم: بالا بیاین. الان. اطراف پنجره‌ی اتاق دختر کیم رو چک کنین.

پیام ارسال شد. بعد دوباره به در نزدیک شدم.

- ا.ت. دارم نگهبان صدا می‌کنم. تا میان، در رو باز کن. من این طرفم.

از پشت در هیچ جوابی نیومد. فقط بعد از چند ثانیه، صدای خیلی آروم قفل اومد. نه باز شدن. فقط انگار دستش رو گذاشته بود روی قفل و مردد بود.

من دستم رو از روی قاب در برنداشتم. و حس کردم که هر ثانیه که می‌گذشت، چیزی نزدیک‌تر می‌شد.............
ادامه دارد.............
دیدگاه ها (۲)

فاصله یک لبخند تا جنون

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.12 (روایت از زبان جونگ ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط