{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.42🎁 
(روایت از زبان جونگ کوک)

---

همچنان پشت در ایستاده بودم. صدای قفل اومده بود، ولی در باز نشده بود. انگار ا.ت دستش رو گذاشته بود روش و مردد مونده بود. از پایین هنوز خبری از نگهبان‌ها نبود. پیام داده بودم، ولی رسیدن‌شون چند دقیقه طول می‌کشید.

من آروم، نزدیک در گفتم:

- ا.ت. دستت رو روی قفل گذاشتی. حسش می‌کنم. فقط بچرخون.

از پشت در چند ثانیه هیچی نیومد. بعد صدای لرزون ا.ت اومد:

+ اگه باز کنم... پیام گفته همه‌چیز تموم می‌شه.

من ابروهام رو درهم کشیدم. دستم رو محکم‌تر روی قاب در گذاشتم.

- اون پیام می‌خواد بترسونه‌ت. می‌خواد تنهات کنه. من این طرفم. باز کن.

سکوت. بعد دوباره صدای خیلی ملایم جابه‌جا شدن قفل اومد. نه کامل. فقط یه حرکت کوچیک. بعد ایستاد.

از سمت پنجره‌ی اتاقش دوباره یه صدا اومد. این بار کمی واضح‌تر. مثل این‌که کسی داشت از بیرون به قاب پنجره دست می‌کشید. کوتاه. بعد سکوت.

من سریع گفتم:

- ا.ت. الان چیزی از بیرون اومد. شنیدی؟

از پشت در جواب لرزون اومد:

+ آره...

- پس بیشتر از این تنها نمون. در رو باز کن. تا نگهبان‌ها برسن من اینجام.

چند ثانیه هیچی حرکت نکرد. بعد صدای قفل دوباره اومد. این بار کامل‌تر. چرخید. در فقط به اندازه‌ی یه کف دست باز شد. از پشت تاریکی، چشمای آبی-سبز ا.ت پیدا شد. رنگ‌ش کاملاً پریده بود. موهاش ریخته بود رو صورتش. گوشی رو محکم تو دستش گرفته بود.

من بهش نگاه کردم. اونم به من. چند لحظه هیچ‌کدوم حرفی نزدیم. بعد من آروم گفتم:

- بیشتر باز کن.

ا.ت سرش رو تکون داد. در رو یه کم دیگه باز کرد، ولی هنوز نه کامل. فقط به اندازه‌ای که بتونم صورتش رو کامل ببینم. دستش می‌لرزید.

از پایین صدای قدم‌های نگهبان‌ها اومد که داشتن از پله‌ها بالا می‌اومدن. همزمان گوشی ا.ت ویبره رفت. صفحه‌ش روشن شد. اون سریع نگاهش کرد و رنگ‌ش حتی بیشتر پرید.

من نگاش کردم به گوشی‌ش.

- چی نوشته؟

ا.ت دهانش رو باز کرد، ولی چیزی نگفت. فقط گوشی رو محکم‌تر گرفت و به من نگاه کرد. چشماش پر از ترس بود.

و من هنوز نمی‌دونستم اون پیام جدید دقیقاً چی گفته... فقط می‌دونستم که وقت تنگ شده.............
ادامه دارد.............
دیدگاه ها (۱)

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.43🎁  (روایت از زبان ا.ت)---د...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.44🎁  (روایت از زبان ا.ت)---چ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.41🎁  (روایت از زبان جونگ کوک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.40🎁  (روایت از زبان ا.ت)---چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط