{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.40🎁 
(روایت از زبان ا.ت)

---

چند ثانیه همون‌جا وسط اتاق ایستادم. گوشی تو یه دستم بود، دست دیگه‌م مشت شده بود. از پشت در هنوز حضور جونگ کوک حس می‌شد. از پشت پرده هم اون سکوت سنگین.

پیام هنوز روی صفحه بود: "انتخاب کن"

جونگ کوک دوباره حرف زد. صدای‌ش آروم‌تر از قبل بود، ولی محکم:

- ا.ت. دارم می‌شنوم که نفس می‌کشی. در رو باز کن.

من به در نگاه کردم. بعد به پرده. گلوم خشک بود. بالاخره با صدای گرفته گفتم:

+ اگه باز کنم... ممکنه بدتر بشه.

از پشت در چند لحظه سکوت شد. بعد:

- بدتر از چی؟ از تنها موندن تو تاریکی با یه نفر که از پنجره پیام می‌ده؟

قلبم تند زد. نمی‌دونستم از کجا فهمیده که پیام از طرف پنجره‌ست. شاید فقط حدس زده بود. من جواب ندادم.

گوشی دوباره ویبره رفت. این بار پیام طولانی‌تر بود:

"اگه در رو باز کنی، همه‌چیز تموم می‌شه. برای تو. برای اون"

دست‌هام لرزید. گوشی رو محکم‌تر گرفتم. جونگ کوک از پشت در دوباره گفت:

- ا.ت. من اینجام. فقط در رو باز کن. هیچی بهت نمی‌گم. فقط نباید تنها باشی.

من چند قدم نزدیک‌تر رفتم به در. دستم رو گذاشتم روی دستگیره. سرد بود. قفل هنوز بسته بود.

از پشت پرده یه صدای خیلی ملایم اومد. مثل کشیده شدن چیزی روی زمین. کوتاه. بعد دوباره سکوت.

جونگ کوک حتماً شنید، چون ناگهان صداش جدی‌تر شد:

- چی بود؟

من جواب ندادم. فقط دستم رو از روی دستگیره برداشتم و عقب رفتم.

+ نمی‌دونم...

- در رو باز کن. الان.

من سرم رو تکون دادم، با این‌که نمی‌تونست ببینه. صدای‌م این بار لرزون‌تر بود:

+ نمی‌تونم... پیام گفته باز نکنم.

سکوت سنگینی از پشت در اومد. چند ثانیه هیچی گفته نشد. بعد جونگ کوک خیلی آروم، تقریباً در حد نجوا گفت:

- پس پیام واقعاً داره بهت دستور می‌ده.

من چیزی نگفتم. فقط به گوشی نگاه کردم. صفحه روشن بود. هیچ پیام جدیدی نیومده بود. ولی حس می‌کردم یکی داره منتظر می‌مونه ببینه کدوم طرف رو انتخاب می‌کنم.

دست‌هام رو محکم به هم قفل کردم. به در نگاه کردم. به پرده. به گوشی.

و هنوز نمی‌دونستم باید قفل رو باز کنم یا نه.............
ادامه دارد..............
دیدگاه ها (۱)

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.41🎁  (روایت از زبان جونگ کوک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.42🎁  (روایت از زبان جونگ کوک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.39🎁  (روایت از زبان ا.ت)---پ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.38🎁  (روایت از زبان نویسنده)...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.43🎁  (روایت از زبان ا.ت)---د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط