{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۵

(عکس عوض شد بر و بچ)

وقتی مادارا و ایزونا برگشتند خانه، هر دوتایشان یک پوزخند بزرگ زدند قبل از اینکه شروع کنند خندیدن.
M:"قیافشو دیدی، کلا تغییر کرد."
ایزونا ژاکتش را شوت کرد توی کمد، به شوخی شانه ی مادارا را هل داد:"پیاز داغشو زیاد نکن، دیدم."
مادارا ولو شد روی تخت، بازوهایش را گذاشت زیر سرش. چشم هایش برق زد، نه از خوشحالی، از چیز دیگری. چیزی تاریک تر.
M:"قدم اولو درست برداشتیم ایزونا، حالا فقط باید یکاری کنیم بهمون اعتماد کنن."
ایزونا که توی دستشویی داشت صورتش را اب میزد گفت:"بنظرم هنوز زوده، فکر نکنم به این زودیا خودمونی بشن."
بعد با حوله صورتش را خشک کرد و نگاهی به خودش در اینه انداخت:"ولی بهتره حواست به اون توبیراماعه باشه. شاید اون سنجو بزرگه نفهمه، ولی اون یکی بنظر میرسید خیلی راحت نشه سرشو شیره مالید."
مادارا فکر کرد، حق با ایزونا بود:"همم، پس باید چند تا چیز جدید به نقشه اضافه کنیم. توبیراما با تو، باشه؟"
ایزونا نیشخندی زد:"حواسم هست."

H:"جناب سروان بخدا اتفاقی بود."
هاشیراما که از مستی لنگ میزد به پلیس روبرویش گفت. توبیراما داشت سعی میکرد توضیح دهد، ولی ابجو روی او هم تاثیر گذاشته بود.
پلیس سرش را تکان داد:"نزدیک بود تصادف کنید اقا، نمیتونین با این سرعت تو جاده برید."
توبیراما شقیقه هایش را مالید، داشت سردرد میگرفت:"بله چشم، تکرار نمیشه. من جریمه رو میدم، هاشیراما بده من اون کیف پولو."
بعد پلیس خشکش زد، لبخندی نشست روی لب هایش:"هاشیراما؟ همون موتور سواره، تویی؟"
هاشیراما که هیچی نمیفهمید یک علامت لایک نشان داد. توبیراما سریع کلاه او را دراورد:"اره جناب، هاشیراماس. این ینی میذارین بریم؟"
پلیس هم که خودش طرفدار دو اتیشه هاشیراما بود برگه جریمه را انداخت دور:"چرا نذارم، بفرمایین."
بعد توبیراما برادرش را دوباره نشاند روی موتور و مجبور شد خودش رانندگی کند. هاشیراما با مشنگ ترین حالت ممکن از روی موتور برای پلیس دست تکان داد:"مخلصیم عمو!"
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۶توبیراما داشت سعی میکرد توی لپ تاپش کارهای ادارای همیش...

پارت ۶شیسویی دمار از روزگار کیلیان دراورد، البته از نظر خودش...

ملت دیگه دارن رد میدن😂امام حسین اخه؟ نت اون بدبختو دیگه چرا

پارت ۵سر زنگ ناهار، همه توی سالن غذاخوری با کسانی که میشناخت...

پارت ۲۱Iz:"اینجا خیلی غیر آشناسا، مطمعنی درست اومدیم؟"ایزونا...

پارت ۱۰M:"ای لعنتی، چرا شانس ندارم من؟"هاشیراما که جا خورده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط